نصرتالله محمودی تعریف میکند: وقتی میدیدیم چند نفر مجروح داریم که ممکن است بهخاطر خونریزی زیاد تا رسیدن آمبولانس دوام نیاورند، آنها را روی موتور تانک میگذاشتیم.
محله
هنرستان
محله هنرستان بدلیل وجود قدیمیترین هنرستانهای فنیوحرفهای در خیابان هنرستان، اینطور نامگذاری شده است. هنرستانهای فنیوحرفهای طالقانی، کاظمیان و هنرستان کشاورزی یوسفی از قدیمیترین هنرستانهای جنوبغربی مشهد در اوایل دهه ۷۰ شمسی است. هتل شرکت نفت، پارک لاله و برج آرمیتاژ نیز از جمله مکانهای شاخص این محله محسوب میشوند.
«ابراهیمزادهفخار» کارشناس مامایی بود که بعد از بازنشستگی به هنر گل سازی علاقهمند شد و این کار را با جدیت آغاز کرد.
حسن زنگنه بهعنوان مسئول اتاق عمل قلب باز بیمارستان جوادالائمه (ع) این بخش فعالیت میکند. او اتاقهای عمل قلب بیمارستانهای اکباتان همدان، ولیعصر(عج) بیرجند، رضوی و مهر را هم راهاندازی کرده است.
اولین تابلوی نقاشی امام خمینی به دست مرتضی روحانیمشهدی کشیده شده است، هنرمندی که از حرفه آهنگری آغاز کرده و بعدها در مغازه تابلوسازی، نقاشی را یاد میگیرد.
عبدالحسین مهدویمقدم ۵۰ سال سابقه در هنر گلدوزی دارد. او بیش از ۱۰۰ اثر هنری در قالب تابلو، پرده و پرچم تولید کرده که برخی از آنها در ایران و خارج از کشور به فروش رفته است.
وقتی مامانگلی از زیر تابلو هنرستان۲۳.۲ که اسم حمیدش روی آن نوشته شده است، میگذرد، بلند میگوید: سلام مادر، دارم میروم مسجد. دستی برای حمید تکان میدهد و میرود بهسمت مسجد امامعلی (ع).
مهری صمدی، مدیر حسینیه حضرت زینب (س) به کمک همسرش و خیران محلی تاکنون توانستهاند به زندگی بیش از هزار زوج جوان سروسامان ببخشند.
هنرستان فنی نمونه دولتی دارالفنون تنها هنرستان و آموزشگاه منحصربهفرد از لحاظ بنا و معماری سنتی و ایرانی در کشور است.
بچههای «آسایشگاه معلولان ذهنی بیسرپرست شهیدبهشتی» هنرمندانی هستند که در سکوت و خلوت، نقش هنر میزنند، از کارگاه ساقهکاری و تولید اسکاچ تا معرق و قالیبافی.
فریده تیموری، نقاش محله هنرستان، ۱۷ قاب از حرم را به تصویر کشیده است. میگوید: دوست دارم شهادت امامرضا (ع) را به تصویر بکشم. دیگری هم بهتصویرکشیدن صحنه عاشوراست.
علی باقرزاده تعریف میکرد: وقتی داستان زندگی بخشدار هویزه را شنیدم، بسیار تحتتأثیر قرار گرفتم و همانجا در مدتی کوتاه، شعری سرودم که بعدها هرکار کردم، نه توانستم بیتی به آن اضافه و نه بیتی از آن کم کنم.
سال ۹۱ کتابکده دلشدگان یکی از متفاوتترین کتابفروشیهای شهر بود که میخواست به شهروندان بگوید کتاب را باید دوست داشت. کتاب را باید زندگی کرد و با کتاب باید خوشترین لحظههای زندگی را تجربه کرد.
غلامرضا درودی میگوید: من و سردار شوشتری گال گرفته بودیم و در یک کانتینر تحتدرمان بودیم. من ایشان را به چهره نمیشناختم و نمیدانستم ایشان همان فرمانده کل خط جبهه خراسان، هستند.
حاجحسین فروغی که در ۲۱ سالگی به دفاع از وطن پرداخت و ۸ سال را در جبههها باقی ماند و پای راستش را از دست داد، در سال ۹۴ نیز به مدافعان حرم ملحق شد و در سوریه از ناحیه کتف و سر مجروح شد.
امیر اطهر سهیلی میگوید: با دیدن دغدغههای پدر و عموهایم در رفتن سر لوکیشن، فیلمنامهنویسی و کتابخانههای پروپیمانی که داشتند، ابتدا به پردۀ جادو و بعد هم به نویسندگی علاقهمند شدم.
آسیه آسایشپور، پرستان بازنشسته محله هنرستان در موکبهای ورودی شهر به استقبال زائران پیاده میرود. گاهی نیز همراه با هیئت محبانالرقیه(س) به روستاهای اطراف و مناطق محروم میرود تا هرآنچه در این سالها تجربه کرده است، دراختیار سلامت مردمی بگذارد که در محرومیت به سر میبرند.
اشکاوند که چندسالی میشود مدیر فناوری انتشارات آستان قدس رضوی است، برای مخاطبان گوناگون مینویسد؛ هم کتابهای تخصصی برای دانشجویان و متخصصانی که زندگیشان با کامپیوتر گره خورده است و هم برای عموم مردم که برای کارهای روزمرهشان به نرمافزارهای دم دستی مانند اکسل و وُرد نیاز دارند. او میگوید فروش کتابهایش بسیار خوب بوده است؛ به این دلیل که استادانی در دانشگاههای تهران و دیگر شهرها بدون اینکه او را بشناسند، کتابهایش را بهعنوان یک منبع کامل به دانشجویانشان معرفی کردهاند.
نگار تفقد صدیق اعتمادبهنفس خوبی دارد و میداند استعدادش در ورزش میتواند او را به اهداف ورزشیاش برساند. درباره شروع ورزش هاکی میگوید: سال دهم که بودم، هیئت هاکی استان فراخوانی زد و به دنبال ورزشکارانی بودند که به هاکی علاقه داشته باشند. با توجه به اینکه این رشته در ایران چندان شناخته شده نیست تیمی نداشتیم و این فراخوان انتخابی ملی بود. سال 98 برای مسابقه رفتم و انتخاب شدم. یک ماه تمرین کردیم و بعد رفتیم برای کشوری.
سراج شکری از سختیها و ناملایمات زندگی اینطور میگوید: بارها شده که به خاطر کار و مسائل اقتصادی زندگی مجبور شدم ورزش را در برههای کنار بگذارم. من به عنوان یک انسان متأهل، مسائل زندگی مشترک را در اولویت قرار دادهام. در مبارزات ما بحث آمادگی جسمانی و نوع تغذیه حرف اول را میزند. گاهی پیش آمده با وجود اینکه حریف خود را به خوبی میشناختم و میدانستم که قطعا در مبارزه با او پیروز میشوم اما به دلیل مسائل اقتصادیای که وجود داشته است از مبارزه انصراف دادهام.
ورزشکار بودم و به فکرم رسید که از فضاهای ورزشی شروع کنم. دستگاههای کراسفیت را نصب میکردم. حتی دستگاههای جدید طراحی میکردم و میساختم. درکل همه جا به کراسفیتساز معروف شدم. برای نصب کراسفیت به اهواز و شیراز و شهرهای شمالی میرفتم. همزمان با تأسیس رسمی شرکت در سال 97 ساخت خط تصفیه شیرابه زباله را شروع کردم. این خط نه تنها در بسیاری از کارخانهها کارایی دارد بلکه میتواند کشفرود را نجات دهد.این بخشی از گفتههای جواد قدیری درباره اختراعاتش است.