منطقه ۲ - صفحه 143

منطقه ۲

بزرگ‌ترین منطقه مشهد

منطقه ۲ بزرگ‌ترین و پرجمعیت‌ترین منطقه شهری مشهد است که محله‌های برخوردار و کم‌برخوردار بسیاری را در بر می‌گیرد. کوچه حسین‌باشی که طولانی‌ترین کوچه شهر است و بوستان حجاب که اولین بوستان ویژه بانوان در مشهد است، در این منطقه قرار دارد. مجموعه تفریحی‌گردشگری سپاد با برخورداری از مراکز تجاری و تفریحی و میدان جانباز با برج‌های تجاری و رستوران‌هایش، هر روز شهروندان و مسافران زیادی را برای خرید و تهیه سوغات به این محدوده شهر می‌کشاند. راسته‌بازار‌های مختلف ازجمله، بازارخطی پارچه و پرده در خیابان تعبدی، راسته کفش در خیابان عامل، راسته سرامیک در ابوطالب و... از دیگر ظرفیت‌های این منطقه است. فراوانی زمین‌های رهاشده، زباله‌گردها، فروشندگان مواد و آشپزخانه‌های تولید مواد صنعتی در محدوده توس از مشکلات چشمگیر این منطقه است. در مساحت ۳۸۴۴ هکتاری منطقه ۲ حدود ۵۱۳ هزار نفر زندگی می‌کنند.

به پیشنهاد برادرهمسرم، وارد حرفه لبنیاتی شدم آن هم بدون هیچ تجربه قبلی! مغازه‌ای را راه‌اندازی و حدود یک سال به صورت شراکتی با هم کار کردیم، اما کم‌کم متوجه شدیم که مغازه؛ زندگی دو خانواده را نمی‌چرخاند. برادرهمسرم سهم خود را به من فروخت و به کار کشاورزی پرداخت؛ خوشبختانه در کشاورزی بسیار موفق شد و پیشرفت کرد، اما از سال ۹۷ من ماندم و اوضاع خراب و کلی بدهی...
همسر شهید زیر لب امام زمان را صدا می‌زند. می‌گوید راضی‌ام به رضای خدا. می‌گوید شوهرم در راه خدا رفته توقعی ندارم. حسن زیرچشمی به مادرش نگاه می‌کند و می‌گوید: «پس چرا صدقه قبول می‌کنی؟ چرا تخم مرغ و ماستی که فلانی دورسر بچه‌هایش چرخانده و آورده بود در خانه را گرفتی؟»؛ بی‌بی بغض می‌کند. گوشه چادرش را به دندان می‌فشارد. با خشمی که در گلو خفه‌اش می‌کند می‌گوید: اصلا هم صدقه نیست. صدقه برای سید حرام است...
سال‌ها است که تنها پیرمردها و پیرزن‌های مشهدقلی، کوچه علیزاده 11را به عنوان ورودی قلعه به خاطر دارند. این کوچه به افتخار حضور خانواده شهید علیزاده بیش از 35سال است که به این نام مفتخر شده است. خانواده شهید خودشان از قدیمی‌های محله هستند و بیش از 50سال است که در این کوچه ساکن‌اند.
«از یک ماه مانده به عید نوروز، مغازه آهنگری شلوغ می‌شد. کشاورزان از روستاهای اطراف برای تعمیر یا خرید ابزار کشاورزی مانند بیل، داس، علف درو به مغازه آهنگری می‌آمدند. کوره آهنگری و آتش آن تا پایان فصل درو گندم و جو یکسره روشن بود. پدر دسته‌های شکسته داس را تعمیر می‌کرد...»؛روایت محسن منایی از شغلی که موروثی به او رسیده است.
اولین تجربه من با دوربین فانوس ثبت شد، دوربین‌هایی که در انتهای آن پارچه‌ای تعبیه شده بود که روی سر می‌انداختند و عکس می‌گرفتند. بعد نگاتیو را داخل تاریک‌خانه جا می‌انداختیم و عکس را می‌گرفتیم و ظهور فیلم را در تاریکی مطلق انجام می‌دادیم.بعد از گذراندن دوران سربازی، ناگهان فناوری تغییر کرد و دوربین‌ها از سبک آنالوگ به دیجیتال تبدیل شدند و دستگاه‌های چاپ و پرینتر وارد بازار شد.
بچه‌ها با دیدنمان بازی را رها می‌کنند، دورمان جمع می‌شوند. یکی از آن‌ها 10ساله است؛ شیرین حرف می‌زند «خانم، ما که بازی می‌کنیم معتادها می‌آیند مواد می‌کشند.»
اینجا یکی از فرعی‌های خیابان ایثارگران است. 2کوچه بالاتر پیرمردی ژولیده کیسه بزرگی در دست دارد و زباله‌ها را زیرورو می‌کند. او آرام و بی‌توجه به اطرافش میان پلاستیک‌های زباله چراغ‌قوه می‌اندازد.