محله وکیل آباد - صفحه 3

محله

وکیل آباد

محله وکیل‌آباد از حدود ۱۲۰ سال پیش میزبان کشاورزان، باغبانان و دامداران حاج حسین آقا ملک بوده است. علت نامگذاری محله وکیل‌آباد نیز قرار داشتن روستایی به همین‌ نام در محدوده بوستان وکیل‌آباد بوده است. این محله اکنون برخلاف سایر محلات بولواروکیل‌آباد، بافتی فرسوده دارد که نشان دهنده قدمت آن است.

محله وکیل آباد
با بزرگ‌ترشدن یا به عبارتی شهری‌شدن محله وکیل آباد، درختان توت بسیاری در داخل و حوالی محله خشک یا قطع شدند و کم کم محله حالت سنتی و روستایی خود را از دست داد. از طرفی محله، فضای سبز قابل ذکری هم نداشت که همسایه‌ها در آنجا گرد هم بیایند و ساعاتی را به گفت و شنود بنشینند، مجموعه این عوامل باعث شد تا زمین بایر و افتاده‌ای را که در اطراف منزل ما قرار داشت با هزینه شخصی به فضای سبزی زیبا بدل کنم.
خدا رحمت کند، حاج آقای وظیفه‌دان که امام جماعت مسجد محله وکیل‌آباد بود، ترس و اضطراب من را هنگام مداحی درک کرد، مرا به گوشه‌ای فراخواند و گفت: تو استعداد مداحی خوبی داری، به باغ وکیل‌آباد برو و در میان درختان با صدای بلند مداحی کن، گویی که درختان باغ، شنوندگان تو در مسجد هستند. خدا خیرش بدهد، چند مرتبه‌ای این کار را انجام دادم تا اینکه ترس و اضطرابم از بین رفت.
در مسابقات بین‌المللی افغانستان من در حال کشتی گرفتن با حریف بودم، غدیر هم در تشک کناری با حریف پنجه در پنجه انداخته بود. تمام هوش و حواسم به غدیر بود و بلافاصله بعد از پایان کشتی، درحالی‌که از حریف شکست خورده بودم، خود را به کنار تشک کشتی غدیر رساندم و با صدای بلند گفتم: «غدیر کمرش را بگیر و بلندش کن». غدیر همین کار را کرد. سالن با این حرکت منفجر شد.
از نظر من انسان‌ها به دو دسته تقسیم می‌شوند، گروه اول که از قضا اکثریت جامعه را نیز شامل می‌شوند، انسان‌هایی هستند که ذوق هنری دارند، اما نتوانسته‌اند آن را به ظهور و بروز برسانند. این‌ها همان افراد عادی جامعه هستند که احتمال دارد هنرشناسان خوبی نیز باشند، اما هنرمند نیستند. گروه دوم، آدم‌هایی با احساسات هنری قوی‌تر هستند، آن‌ها این ذوق و احساسات هنری خود را شناخته، تقویت و آشکار کرده‌اند و ما آن‌ها را در جامعه به عنوان هنرمند نقاش، سفالگر، پیکرتراش، موسیقی‌دان و... می‌شناسیم.
تعداد زیادی از تاجران و بازاریان، قالی‌بافی را به چشم یک صنعت نگاه می‌کنند، البته افراد دیگری هم هستند که حرفه قالی‌بافی از نظر آن‌ها یک هنر است. من به این موضوع که قالی‌بافی هنر است یا صنعت خیلی فکر کرده‌ام، من یک بافنده هستم که هنر سر پنجه خود را بر روی دارقالی خرج می‌کند. بارها متوجه این موضوع شده‌ام که روزهایی با حال و هوای پاییز و یا روزهایی با حال هوای بهاری و همچنین احساس شادی یا غم، در انتخاب رنگ و همچنین کوبش دفتین (ابزاری که وظیفه آن کوبیدن گره‌های فرش و همچنین پودهای آن است) اثر می‌گذارد. بنابراین به نظر من حرفه قالی‌بافی پیش از اینکه یک صنعت باشد، یک هنر است که به عواطف و احساسات درونی هنرمند بستگی دارد.
دوست دارم لژیونر بشم، کار سختی است، می‌دانم، اما آرزو است دیگر و آرزو بر جوانان عیب نیست. بعضی شب‌ها خوابش را می‌بینم، اینکه در تیم پاریسن‌ژرمن بازی می‌کنم، بچه‌ها به من می‌گویند مسی ولی من عاشق نیمار هستم.
علیرضا بیرانوند الگوی ورزشی من است، او پله‌های ترقی را یکی پس از دیگری و در شرایط مالی و معیشتی سخت پشت سرگذاشته است و با اقتدار سنگربان اول تیم ملی ایران شد، اگر او توانسته، پس من هم می‌توانم. او نمونه کاملی است که به همه بچه‌های وکیل‌آبادی نشان می‌دهد برای رسیدن به موفقیت حتما پول، پارتی، تجهیزات ورزشی خیلی پیشرفته و مکمل‌های غذایی آن‌چنانی لازم نیست.
محمد مهدی غلامی یکی از فوتبالیست‌های نوجوان محله وکیل‌آباد است که با دست خالی، بدون حامی مالی و تنها با تکیه بر عشق و علاقه ذاتی درکنار درس به ورزش حرفه‌‌ای روی آورده‌ است. او 5سال است که فوتبال را حرفه‌ای دنبال می‌کند. جثه کوچک و ریزی اما تکنیک فوق‌العاده‌ای دارد و هرباری که پابه توپ می‌شود چند بازیکن را دریبل می‌زند البته با این تکنیک در پست دفاع آخر بازی می‌کند.
«حسین یزدانی» یکی از ساکنان قدیمی محله وکیل‌آباد است که هنوز هم در زمین‌های خاکی و کوچه پس کوچه‌های محله به دنبال یافتن استعدادهای فوتبالی است. همه امکانات ورزشی این محله که نزدیک به 5هزار نفر جمعیت دارد، در حد یک زمین خاکی است که نه تیر دروازه درست و حسابی دارد و نه در و دیوار مشخص.
خیابان وکیل‌آباد93 در محله وکیل‌آباد بیش از 200سال قدمت دارد. این کوچه که مرکز قلعه وکیل‌آباد بوده در طول یک قرن گذشته محل زندگی کشاورزان، باغبانان و دامداران حاج حسین ملک بوده است.
هر کسی می‌تواند در صورت داشتن فضای مناسب در حیاط منزل، پشت بام و یا حتی بالکن، یک گلخانه کوچک برای تأمین دمای دلخواه گیاهان بسازد. تمام چیزی که برای انجام آن نیاز است، چند تکه چوب، مقداری پلاستیک سفید ضخیم و کمی چسب چوب است. کافی است با چوب‌ها محفظه‌ای به شکل یک مکعب ساخت و سپس پلاستیک را بر روی آن کشید تا گلخانه آماده شود، به همین راحتی