محله وکیل آباد - صفحه 3

محله

وکیل آباد

محله وکیل‌آباد از حدود ۱۲۰ سال پیش میزبان کشاورزان، باغبانان و دامداران حاج حسین آقا ملک بوده است. علت نامگذاری محله وکیل‌آباد نیز قرار داشتن روستایی به همین‌ نام در محدوده بوستان وکیل‌آباد بوده است. این محله اکنون برخلاف سایر محلات بولواروکیل‌آباد، بافتی فرسوده دارد که نشان دهنده قدمت آن است.

محله وکیل آباد
در ۱۵ سالگی یک معتاد تمام عیار شدم. وقتی خودم معتاد شدم، متوجه شدم که پدرم نیز علاوه بر اعتیاد به الکل، به مواد مخدر اعتیاد پیدا کرده است. با معتاد شدن پدر، سروصدا‌ها و کتک‌کاری‌ها کمتر شد، چون پدرم یا نشئه بود یا خمار. از این بابت خوشحال بودم، چون کمتر در خانه کتک‌کاری می‌شد، کم کم به دلیل درد مشترک که همان استعمال مواد مخدر بود، با پدرم دوست شدم. موادش را تهیه و بعد از آنکه بند و بساط مواد را آماده می‌کردم، درکنار هم می‌نشستیم و با خیال راحت تریاک مصرف می‌کردیم.
فاطمه مشمول 20سال پیش با تهیه یک جهیزیه ساده به دنیای محرومان وارد شد، هرچند خودش هم اوضاع و احوال مالی آنچنانی ندارد، خانه‌ای با 2اتاق کوچک که آن هم تا سقفش اسباب و اثاثیه‌ چیده شده و انتظار یک عروس و داماد جدید را می‌کشند. او دراین سال‌ها به‌خوبی درک کرده‌است که در کارخیر حاجت هیچ استخاره نیست!
یکی از صفات بارز حاج حسین ملک بخشنده‌بودنش است، او با رعایای خود نیز چنین رفتاری را داشته است.گلستانی‌نژاد با تأیید این مطلب می‌گوید: حاج حسین ملک، با وجود داشتن مال و ثروت فراوان، همیشه با افراد زیر دستش به‌ویژه رعایایش خوش‌رفتار و منصف بود. چون پدرم سرسالار حاج حسین ملک بود، ملاقات و مشکلات رعایا را برای او مطرح می‌کرد. من هم که کودک ده‌دوازده‌ساله‌ای بودم، گاهی وقت‌ها همراه با پدرم می‌رفتم.
از گذشته‌های دور مسافران روستا‌ها و محلات اطراف که قصد رفتن به شهر قدیم مشهد را داشتند، در هنگام رسیدن به قلعه وکیل‌آباد، مختصر استراحتی کرده و بعد از تجدید قوا و صرف صبحانه به طرف مشهد راه می‌افتادند. وجود این مسافران زمینه ایجاد اولین استراحتگاه و ایستگاه بین‌راهی را در قلعه وکیل‌آباد فراهم می‌آورد. قهوه‌خانه‌ای قدیمی که سابقه احداث آن به بیش از یک قرن پیش بازمی‌گردد و به عنوان اولین مکان خدماتی در منطقه تفریحی و گردشگری محله و باغ وکیل‌آباد شروع به کار می‌کند.
وکیل‌آباد، محله‌ای قدیمی با بافت سنتی است. افراد بومی این محله به طور سنتی شغلی را که پدرانشان داشته‌اند ادامه می‌داده‌اند. خادمی مسجد محله یکی از این شغل‌هاست که دارای اهمیت و قداست خاصی بوده است. خانواده جاویدی، از خانواده‌های قدیمی محله وکیل‌آباد هستند که سه نسل خادمی مسجد محله را برعهده داشته‌اند.
این غول بی‌شاخ و دم، کوچک و بزرگ و زن و مرد نمی‌شناسد، تعدادی زیادی از زنان و مردان در محله وکیل‌آباد با اعتیاد دست و پنجه نرم می‌کنند. در این مسیر نیز به کمک برخی خیران حوزه سلامت و مراکز ترک اعتیاد، بسیاری از مردان و زنان معتاد شناسایی شده و در این درمانگاه‌ها رایگان بستری شده‌اند، بسیاری از آن‌ها بعد از گذراندن دوره بازپروری و ترک اعتیاد، دوباره به آغوش خانواده بازمی‌گردند که برای من بسیار مایه مباهات است.
با بزرگ‌ترشدن یا به عبارتی شهری‌شدن محله وکیل آباد، درختان توت بسیاری در داخل و حوالی محله خشک یا قطع شدند و کم کم محله حالت سنتی و روستایی خود را از دست داد. از طرفی محله، فضای سبز قابل ذکری هم نداشت که همسایه‌ها در آنجا گرد هم بیایند و ساعاتی را به گفت و شنود بنشینند، مجموعه این عوامل باعث شد تا زمین بایر و افتاده‌ای را که در اطراف منزل ما قرار داشت با هزینه شخصی به فضای سبزی زیبا بدل کنم.
خدا رحمت کند، حاج آقای وظیفه‌دان که امام جماعت مسجد محله وکیل‌آباد بود، ترس و اضطراب من را هنگام مداحی درک کرد، مرا به گوشه‌ای فراخواند و گفت: تو استعداد مداحی خوبی داری، به باغ وکیل‌آباد برو و در میان درختان با صدای بلند مداحی کن، گویی که درختان باغ، شنوندگان تو در مسجد هستند. خدا خیرش بدهد، چند مرتبه‌ای این کار را انجام دادم تا اینکه ترس و اضطرابم از بین رفت.
در مسابقات بین‌المللی افغانستان من در حال کشتی گرفتن با حریف بودم، غدیر هم در تشک کناری با حریف پنجه در پنجه انداخته بود. تمام هوش و حواسم به غدیر بود و بلافاصله بعد از پایان کشتی، درحالی‌که از حریف شکست خورده بودم، خود را به کنار تشک کشتی غدیر رساندم و با صدای بلند گفتم: «غدیر کمرش را بگیر و بلندش کن». غدیر همین کار را کرد. سالن با این حرکت منفجر شد.
از نظر من انسان‌ها به دو دسته تقسیم می‌شوند، گروه اول که از قضا اکثریت جامعه را نیز شامل می‌شوند، انسان‌هایی هستند که ذوق هنری دارند، اما نتوانسته‌اند آن را به ظهور و بروز برسانند. این‌ها همان افراد عادی جامعه هستند که احتمال دارد هنرشناسان خوبی نیز باشند، اما هنرمند نیستند. گروه دوم، آدم‌هایی با احساسات هنری قوی‌تر هستند، آن‌ها این ذوق و احساسات هنری خود را شناخته، تقویت و آشکار کرده‌اند و ما آن‌ها را در جامعه به عنوان هنرمند نقاش، سفالگر، پیکرتراش، موسیقی‌دان و... می‌شناسیم.
تعداد زیادی از تاجران و بازاریان، قالی‌بافی را به چشم یک صنعت نگاه می‌کنند، البته افراد دیگری هم هستند که حرفه قالی‌بافی از نظر آن‌ها یک هنر است. من به این موضوع که قالی‌بافی هنر است یا صنعت خیلی فکر کرده‌ام، من یک بافنده هستم که هنر سر پنجه خود را بر روی دارقالی خرج می‌کند. بارها متوجه این موضوع شده‌ام که روزهایی با حال و هوای پاییز و یا روزهایی با حال هوای بهاری و همچنین احساس شادی یا غم، در انتخاب رنگ و همچنین کوبش دفتین (ابزاری که وظیفه آن کوبیدن گره‌های فرش و همچنین پودهای آن است) اثر می‌گذارد. بنابراین به نظر من حرفه قالی‌بافی پیش از اینکه یک صنعت باشد، یک هنر است که به عواطف و احساسات درونی هنرمند بستگی دارد.
دوست دارم لژیونر بشم، کار سختی است، می‌دانم، اما آرزو است دیگر و آرزو بر جوانان عیب نیست. بعضی شب‌ها خوابش را می‌بینم، اینکه در تیم پاریسن‌ژرمن بازی می‌کنم، بچه‌ها به من می‌گویند مسی ولی من عاشق نیمار هستم.
علیرضا بیرانوند الگوی ورزشی من است، او پله‌های ترقی را یکی پس از دیگری و در شرایط مالی و معیشتی سخت پشت سرگذاشته است و با اقتدار سنگربان اول تیم ملی ایران شد، اگر او توانسته، پس من هم می‌توانم. او نمونه کاملی است که به همه بچه‌های وکیل‌آبادی نشان می‌دهد برای رسیدن به موفقیت حتما پول، پارتی، تجهیزات ورزشی خیلی پیشرفته و مکمل‌های غذایی آن‌چنانی لازم نیست.
محمد مهدی غلامی یکی از فوتبالیست‌های نوجوان محله وکیل‌آباد است که با دست خالی، بدون حامی مالی و تنها با تکیه بر عشق و علاقه ذاتی درکنار درس به ورزش حرفه‌‌ای روی آورده‌ است. او 5سال است که فوتبال را حرفه‌ای دنبال می‌کند. جثه کوچک و ریزی اما تکنیک فوق‌العاده‌ای دارد و هرباری که پابه توپ می‌شود چند بازیکن را دریبل می‌زند البته با این تکنیک در پست دفاع آخر بازی می‌کند.
«حسین یزدانی» یکی از ساکنان قدیمی محله وکیل‌آباد است که هنوز هم در زمین‌های خاکی و کوچه پس کوچه‌های محله به دنبال یافتن استعدادهای فوتبالی است. همه امکانات ورزشی این محله که نزدیک به 5هزار نفر جمعیت دارد، در حد یک زمین خاکی است که نه تیر دروازه درست و حسابی دارد و نه در و دیوار مشخص.
خیابان وکیل‌آباد93 در محله وکیل‌آباد بیش از 200سال قدمت دارد. این کوچه که مرکز قلعه وکیل‌آباد بوده در طول یک قرن گذشته محل زندگی کشاورزان، باغبانان و دامداران حاج حسین ملک بوده است.
هر کسی می‌تواند در صورت داشتن فضای مناسب در حیاط منزل، پشت بام و یا حتی بالکن، یک گلخانه کوچک برای تأمین دمای دلخواه گیاهان بسازد. تمام چیزی که برای انجام آن نیاز است، چند تکه چوب، مقداری پلاستیک سفید ضخیم و کمی چسب چوب است. کافی است با چوب‌ها محفظه‌ای به شکل یک مکعب ساخت و سپس پلاستیک را بر روی آن کشید تا گلخانه آماده شود، به همین راحتی