امیرحسام اختری با پشتکار و استمراری که در چهار سال داشته، پنجمدال استانی و یک مدال کشوری کسب کرده است و حالا آرزوهای بزرگتری در سر دارد؛ آرزوهایی که برای تحققشان از هیچ تمرین و تلاشی دریغ نمیکند.
محله
شیرودی
قبل ازسال ۱۳۳۵، کاربری اراضی این محله، زمینهای کشاورزی بود. با ساختوساز خانههای سازمانی ژاندارمری وقت، مردم در این محله سکونت پیدا کردند. تراکم جمعیت دراین محله سه برابرمیانگین شهرمشهد است. وجود دو بوستان ریحان و غدیر در محله، زمان دسترسی به فضای سبز را کاهش داده است. مسجد رضویه و بنای مذهبی جامعهالحسین و مسجد حضرت ابوالفضل و... از مکانهای مذهبی شاخص محله است.
جلسه ورزش صبحگاهی فرهنگسرای غدیر بیش از ۲ دهه است که خانمهای محلات اطراف را دور هم جمع میکند.
خشکبار فروشهای خیابان شلوغ مصلی ۱۵ در محله شهید شیرودی گذشته آن را روایت میکنند: اینجا روزگاری به جاده قدیم مشهد معروف بوده است؛ عدهای هم بهدلیل وجود مزارع و باغهای انگور به آن «کوچهباغ» میگفتند.
داستان شکلگیری راسته خشکبار فروشها در کوچه شهید مازندرانینژاد، به بیستسال پیش برمیگردد که خشکبارفروشهای کوچه چهارباغ حوالی چهارراه شهدا یکییکی به اینجا نقل مکان کردند.
زهرا صمدی، بانوی ۳۰ ساله محله شیرودی بعد از ازدواج با داشتن ۲ فرزند ورزشهای رزمی را بهطور حرفهای ادامه داده است و امروز بهعنوان تنها بانوی کماندو محله در باشگاههای مختلف مشغول تدریس است.
صبح و ظهر از «کوچه شهیدرضا رستمیان» صدای دانشآموزان به گوش میرسد. این معبر عریض در یکی از معابر فرعی خیابان مصلی ۱۵ قرار گرفته است.
فاطمه جوادی با طراحی یک برنامه نرمافزاری به دانشآموزان محروم خدمت میکند.
انتخاب طرح کره زمین با آن هوای دودآلود اطراف و پرندهای که بالهایش را انسانها بستهاند نگاه داوران را معطوف به خود کرد تا اثر «مژگان شادکامی» رتبه نخست این رقابتها را از آن خود کند.
احسان حسن نژاد دانشجوی دکترای تربیت بدنی و علوم ورزشی، بازمانده حادثه تلخ اشترانکوه است، از دست دادن همنوردان کوهنوردش سال ۹۶ را تلخ برایش تمام کرد.
هیئت «رزمندگان اسلام» مشهد، یکی از بزرگترین و فعالترین هیئتهای مذهبی مشهد است.
پدر حاج محمود عصار عنایتی یزدی برای اولینبار طعم حلوا را به مشهدیها چشاند و خودش جزو معدود بازماندههای حرفه یخسازی سنتی است.
گروه دختران ووشوکار فرهنگسرای غدیر بهتازگی در مسابقات ووشو استان خراسان رضوی موفق به کسب مدالهای رنگارنگ شدهاند. این موضوع بهانهای دستمان میدهد تا با این گروه باانگیزه گفتوگو کنیم. معصومه آلعامر مربی پیشکسوت و باتجربه دختران ووشوکار است. کسی که راه موفقیت را برای رزمیکاران فرهنگسرای غدیر در محله شهید شیرودی هموار کرده است.
به روزگاری که اینجا نه از فرش خبری بوده نه از فرش فروش ها. در گذشته های دور اینجا پاتوق نمدمال ها بوده با چند پرنده فروشی کوچک. تنها جایی که در آن اثری از گلیم های رنگی پیدا می شده انبار بازرگانی ابوالفتح غلامزاده در میانه خیابان بوده است. زنان ترکمن به پشت درهای بزرگ آهنی گاراژ می رفتند، فرش های ترکمنی تحویل می گرفتند و به دیار خودشان می رفتند. کم کم اما اینجا رونق پیدا می کند و سال به سال به تعداد فرش فروش ها اضافه می شود.
باغهای میوه و کارگاههای بزرگ صنعتی و سنتی کوچه چمن ۵۹ حالا جایشان را به خانههای مسکونی و ۱۵ مغازه مختلف تعمیرات لوازم خانگی، دوچرخه، کفش و... داده و راسته مشاغل خدماتی را سر و شکل داده است.
کوچه مصلی١٥ یکی از پررفت و آمدترین کوچههای محله شیرودی به حساب میآید. دلیلش هم کلیفروشهایی هستند که طی ٥٠سال گذشته نرم نرم به این کوچه کوچ کردهاند. این کوچه حالا به کوچه کلیفروشها معروف است. فروشندگان اجناس مختلف از همه جای شهر به این معبر میآیند تا اجناس مورد نیازشان را با قیمت مناسب بخرند. قبلترها اما اینجا به کوچه کشتارگاه معروف بود. کشتارگاه درست در انتهای این معبر قرار داشت و حالا جای آن را فرهنگسرای غدیر گرفته است.
میگوید: «نگاه به گوش شکسته و گردن کلفت کشتیگیرها نکنید. کشتیگیرها قلبی لطیف و مهربان در سینه دارند.» با خود فکر میکنم که خودش صاحب یکی از مهربانترین قلبهاست اما دغدغهمندبودنش را بیشتر در پایان گفتوگو حس میکنم. وقتی که میخواهیم از او عکس بگیریم و او حاضر به عکسبرداری در سالن کشتی نمیشود تا مبادا تمرین بچهها مختل شود. «هاشم عفتپناه» به نوعی تاریخ شفاهی کشتی منطقه 6 محسوب میشود. اولین سالن کشتی این منطقه را او به همراه اهالی افتتاح کرده است. کشتارگاهی که تبدیل به یک سالن درب و داغان میشود تا بستری باشد برای محقق شدن آمال و آرزوی انبوه کشتیگیران جوان و پرانگیزه اینجا. سکویی برای پرتاب و رسیدن به عرصههای بزرگتر.
نقاشها معمولا امضای خودشان را پای کار میزنند، مرمتکارها قسمتی را که مرمت کردهاند با رنگ و اشکال مختلف از بنای اصلی متمایز میکنند. خلاصه هر هنرمندی ردی از خودش را در اثرش به جا میگذارد، اما او میگوید: «هنر ما در دیدهنشدن است، در فراموش شدن. جوری که انگار از ابتدا نه قالی آسیب دیده است و نه رفوگری آن را رفو کرده است.» او که میگویم منظورم «مجتبی راشدی» است. رفوگر خیابان چمن متولد1352 است و از 10 سالگی وارد این شغل شده است و الان با تجربه، قدیمی و کارکشته این کار محسوب میشود.
هنرمندی که هم نقاشی میکشد و هم معرقکاری میکند اما رفوگری را هنر و پیشه اصلی خود میداند. پیشه پدری که با جان و دل آن را ادامه داده است. او که علاوهبر تسلطش در رفوگری، 2دستگاه هم در همین زمینه ساخته است، گپ و گفتی داشتیم تا از چم و خم این هنر مغفول مانده و کمتر شناخته شده سر در بیاوریم.
جلیل رسولیزاده که آن زمان سالهای کودکیاش را سپری میکرده همه چیز را خوب به یاد دارد: آن زمان مرحوم عابدزاده که از خادمان مخلص قرآن و اهل بیت(ع) بود 12بنا به نام ائمه(ع) مهدیه، نقوی و... تأسیس و انجمن پیروان قرآن و اهل بیت(ع) را راهاندازی کرد. مادربزرگ هم پایش را کرده بود توی یک کفش و میگفت کسی بهجز عابدزاده نباید این مسجد را بسازد. هزار متر زمین را وقف کردیم و عابدزاده مشغول ساخت و ساز شد.
بوی خوش چوب و پیرمردی با کلاه سبز که میان تختههای چوبی نشسته است. اینجا مغازه سید محمد رضا حسینی، نجار قدیمی محله شیرودی، است که حدود 50سال از عمرش را در این حرفه صرف کرده است. سید محمدرضا میگوید آخرین نسل از نجارهای سنتی است، آخرین کسانی که چوب را با دست و ابزارهای دستی فرم و شکل میدهند. نجارهایی که استحکام کار را بر زیبایی و نمای آن اولویت میدانند.
گروه نواهای آیینی خورشید بقیع، گروهی تازهنفس متشکل از هفت کودک و نوجوان ساکن محله چمن است که بهتازگی شکل گرفته است. یک گروه کوچک به سرپرستی سید محمود موسوی و وابسته به کانون فرهنگی خورشید بقیع که در مناسبتهای مختلف نواهای مذهبی و مناسبتی و آیینی در محله و مناطق دیگر اجرا میکنند و حالا حسابی شناخته شدهاند. این گروه کوچک حالا اولین گروه نواهای آیینی است که در این محله و توسط بچههای ساکن اینجا تشکیل شده است و آقای موسوی، سرپرست این گروه، هدف از تشکیل این گروه را نیاز به کار فرهنگی در این محله میداند.