محله طلاب - صفحه 12

محله

طلاب

محله طلاب اواخر دهه۴۰ با افزایش جمعیت طلاب دینی در مشهد، آیت‌الله فقیه سبزواری برای اسکان طلبه‌ها از آستان قدس درخواست زمین کرد. مسئولان آستان قدس نیز مزرعه محراب‌خان همراه با مزارع اطراف را در قالب یک پلاک به ثبت رساندند و به طلاب مشهد اجاره دادند. از آن زمان این محله به کوی طلاب معروف شد.

محله طلاب
با اینکه سال‌ها از آن روزگار می‌گذرد، شیرینی دوران نوجوانی و قرائت قرآن با پدر همراهش است و هیچ‌گاه آن را از خاطر نمی‌برد. می‌گوید پدرم و پدربزرگم چنددهه در همین محله طلاب قصابی داشتند. غلامحسین قصاب را تقریبا همه قدیمی‌های طلاب می‌شناسند. شاید بی‌تناسب باشد و کمی عجیب، اما یکی از بهترین سرگرمی‌های من و برادرم در مغازه، آموختن الفبای قرآنی بود و همراهش مشق تنوین و تشدید و مد و گوش‌دادن به تلاوت آیاتی که بیشتر عصر‌ها و در ساعتی خاص از رادیوقرآن پخش می‌شد. من هنوز آن دفتر‌ها و سرمشق‌هایی را که از پدر گرفته‌ام، مثل گنجینه‌ای نگه داشته و حفظ کرده ام.
وقتی مسیری را که این چند سال رفته است، مرور می‌کند، انگارنه‌انگار که متولد1385 است. هرچند برای موفقیت سن‌وسال خیلی مهم نیست، یلدا قلجایی ساکن محله طلاب در همین پانزده‌سالگی چنان محکم و بااطمینان از آینده‌اش حرف می‌زند که جای هیچ شک‌وشبهه‌ای برای پیروزی‌اش در مسیر کار و زندگی باقی نمی‌ماند. خودش به‌یقین می‌داند برای رسیدن به این مرحله باید تلاش کند. او در چند رشته هنری و آزمایشگاهی فعالیت می‌کند. از این‌ها گذشته عاشق ادبیات است و در المپیاد علمی سال گذشته که بین ناحیه‌5 برگزار شده است، در رشته ادبیات رتبه اول را از آن خود کرده است.
من دانش‌آموز دهه‌شصتی هستم و با همین هم‌خوانی‌ها در مدرسه بزرگ شدم و در روزهای دانشجویی هم مداحی و تواشیح را بر عهده داشتم. علاقه‌ای که از سوم دبستان در من پا گرفت، تا امروز ذره‌ای کم نشده است. به‌دنبال همین، وقتی وارد بسیج شدم، دخترهای رده سنی نوجوان و جوان را جمع کردم و گروه هنری بانوان را با نام یاس نبی (س) در پایگاه بسیج شهیدتهرانی‌مقدم در محله طلاب شکل دادم.
فقط یک هفته از قبول قطعنامه گذشته بود. منافقین اما با خیال واهی و با تصور اینکه پذیرش قطعنامه یعنی ضعف و سستی رزمندگان ایران، توهم تصرف سه‌روزه تهران را در سر می‌پروراندند. مسعود رجوی، سرکرده گروهک منافقین، حتی نقشه بعد‌از حضور در تهران را هم کشیده بود. دامنه توهم آن‌قدر شدید بود که او گمان می‌کرد مردمی که 8سال مقابل صدام ایستاده‌اند، قرار است با هجوم عده‌ای منافق، دست روی دست بگذارند. برای یادآوری آن روزها و خاطرات آخرین عملیات دفاع از وطن پای صحبت حسن رجب‌زاده، نشستیم که خود جانباز این عملیات است.
دو شب قبل‌از عملیات کربلای‌٨، از زانو تا کشاله ران حاج علی تفقد آسیب دید و در همین عملیات خمپاره‌ای در‌کنار پایش منفجر شد و از کف پا تا قفسه سینه‌اش جراحتی عمیق برداشت. در کربلای‌۵ هم بازوانش ترکش خورد و در یکی دیگر از حملات دشمن، هدف بمب‌های خوشه‌ای قرار گرفت و از ناحیه کمر و پشت گردن مجروح شد. او در کارنامه جانبازی‌اش چند بار شیمیایی‌شدن و چندین‌بار موج انفجار را هم به ثبت رسانده است. آثار آن روزها به‌گونه‌ای است که با کوچک ترین صدای بوق ماشین، روح و روانش آزرده می‌شود. از عوارض شیمیایی هم تنگی نفس برایش باقی مانده است.
هانیه رضایی دختر پرتلاشی است که زندگی‌اش در ورزش خلاصه می‌شود و می‌خواهد درس و شغل آینده‌اش هم در همین جهت باشد.سروکله اولین شمشیر در زندگی هانیه که به قول خودش حتی بلد نبود چاقو را به‌درستی دست‌بگیرد، از 2سال پیش پیداشد. دیر بود، اما آن‌قدر شیفته‌اش شد که توانست با 2سال تمرین نفر اول مسابقات شمشیر‌بازی کشور شود و زمستان سال1399 مدال طلا را به گردنش بیندازد.
بعد پوشیدن لباس غواصی به آب زدیم. شب بود، یکی از بچه‌ها که راهنما و راه‌بلد بود، جلو گروه حرکت می‌کرد. بقیه هم با گرفتن ‌طنابی‌ با فاصله‌ پشت سر هم شنا می‌کردیم و جلو می‌رفتیم. قبل شروع عملیات ‌تأکید شده بود‌ در هیچ شرایطی سرمان را از زیر آب بیرون نیاوریم تا دشمن متوجه حضورمان ‌نشود. بی‌تحرکی‌ و تکان‌نخوردن طناب در نظرم مشکوک آمد. آهسته سرم را از آب بیرون آوردم. با منورهایی که دشمن انداخته‌ بود، شب مثل روز روشن بود. دوستان و هم‌رزمانم‌ شهید شده و روی آب شناور بودند و آب از خون بچه‌ها رنگین بود.
کوچه شهید مفتح 14 یکی از فرعی‌هایی است که به بیمارستان شهیدهاشمی‌نژاد ختم می‌شود. قدیم به کوچه آسایشگاه معروف بوده است و هنوز هم بین خیلی‌ها به همین نام شهرت دارد. علت اصلی آن به زندگی جذامی‌ها در این محدوده برمی‌گردد.
خیابان مفتح 8 یا همان میثم جنوبی جزو خیابان های پرتردد منطقه 4 است. در این خیابان جمع زیادی از انگشترسازهای مشهدی متمرکز شده اند و روزانه تعداد زیادی انگشتر با نگین های مختلف تولید و به گوشه و کنار شهر، کشور و جهان ارسال می کنند.
حاج صباح فیاض‌دری متولد نجف بود اما صدام، خانواده‌ او و ایرانیان دیگر را از عراق بیرون راند
دلیل گذاشتن نام «برق» بر روی تقاطع مفتح و طبرسی وجود دکل برقی در این محدوده است. این دکل که آن زمان تمام برق محله طلاب را تأمین می‌کرده، شامل دستگاهی است که مقداری از آن روی زمین بوده و دیده می‌شده و قسمتی نیز در زیر زمین بوده است
شهید مفتح۴ از کوچه‌های نام‌آشنای محله طلاب به شمار می‌رود. مسجد فقیه‌سبزواری، یکی از پایگاه‌های مهم و تأثیرگذار فعالیت‌های انقلابی و فرهنگی در دوران انقلاب، نام کوچه را زبانزد کرده است. مرکز و حوزه علمیه صاحب‌الزمان(عج) دیواربه‌دیوار مسجد است و در فعالیت‌های انقلابی و دینی مؤثر بوده است. داروخانه، کلینیک‌های درمانی تخصصی و... هم از دیگر بناهای کوچه‌ای در همسایگی بازار زرگرهاست.
علی ذاکری قاری قرآن و ساکن محله طلاب است و دانشجوی رشته علوم قرآن و حدیث. متولد فروردین سال1379 و در یک خانواده مذهبی متولد و بزرگ شده است. اینکه همیشه صدای تلاوت قرآن را می‌شنید و به آن دل باخت، در انتخاب مسیر زندگی‌اش بی‌تأثیر نبوده است.