گشتی در تنها سایت تمرینی پاراگلایدر مشهد
شاید تاکنون چترهای رنگارنگی را که در آسمان به اینسو و آنسو میروند، دیده باشید. این چترها پاراگلایدر نام دارد و جزو امنترین و ارزانقیمتترین وسایل پروازی است. وزن کلی این وسیله، کمتر از ۲۰ کیلوگرم است و به راحتی درون یک کولهپشتی جا میگیرد و قابل حمل است.
با کمک پاراگلایدر میتوانید مانند یک پرنده در هوا غوطهور شوید و لذت پرواز بر فراز دشتها، کوهها و درختان را حس کنید. این وسیله شما را قادر میسازد تا روی لایههای هوا سر بخورید و سپس اوج بگیرید. آری، پرواز که روزی آرزوی بشر بوده، امروز با پیشرفت علم و تکنولوژی، تبدیل به ورزش و یکی از راههای تفریح و سرگرمی شده است.
البته پاراگلایدر در مقایسه با سایر رشتههای ورزشی، هنوز چندان مورد توجه قرار نمیگیرد و شاید یکی از دلایل این امر، هزینههای زیاد آن باشد. نداشتن مکان مناسب تمرین و تعداد کم اساتید حرفهای، از جمله مشکلاتی است که دوستداران این ورزش از آن رنج میبرند.
شهر مشهد نیز با وجود داشتن شش باشگاه فعال در زمینه ورزشهای هوایی، مکان مناسبی برای پرواز با پاراگلایدر ندارد. علاقهمندان این رشته در گذشته از سایت خواجه مراد برای پرواز استفاده میکردند، اما این سایت به دلیل اینکه در خط عبور هواپیماها بود، تعطیل شد. پس از آن، علاقهمندان پاراگلایدر در کوههای بلوار هاشمیه پرواز میکردند، اما به دلایل امنیتی، این مکان هم ممنوع اعلام شد و درحال حاضر پرندههای پاراگلایدر، برای پرواز باید به درود نیشابور بروند.
شهرداری منطقه ۱۱ به تازگی و به منظور استفاده بهینه از امکانات موجود، بخشی از زمین چهلبازه را در انتهای بلوار دندانپزشکان که به دلیل کمبود اعتبار، پروژهاش ناتمام مانده، با استفاده از تجهیزات موجود، بدون هیچ هزینه مضاعفی، به سایت تمرین پاراگلایدر تبدیل کرده است. اگرچه این مکان فقط برای تمرین است و خلبانان اجازه پرواز ندارند، برای دوستداران این رشته، همین موقعیت فراهم شده هم ارزشمند است.
طی چند روزی که از احداث سایت میگذرد، تعدادی از اساتید، کلاسهای آموزشی خود را در این مکان آغاز کردهاند و ورزشکاران، بهجای اینکه به مکانهای دور و خارج از شهر بروند میتوانند داخل شهر و در محلی امن، به تمرین بپردازند.
اعطای گواهینامه پرواز بعد از آموزش
شاید نحوه فراگیری این رشته برایتان جالب باشد. افرادی که میخواهند پرواز با پاراگلایدر را فراگیرند، غیر از دورههای تئوری لازم است که تمریناتی در زمین انجام دهند. آنها باید چتر خود را باز کنند و زمانی که باد مناسبی میوزد آن را پرواز دهند و با لاینها (نخهای متصل به چتر)، چتر را کنترل کنند.
این لاینها مانند گاز و ترمز ماشین هستند و فرد باید تمرینات زیادی انجام دهد تا یاد بگیرد که برحسب شدت و جهت وزش باد کدام لاین را بکشد تا بتواند پرواز خوبی داشته باشد. پس از گذراندن دوره آموزشی، به فرد گواهینامه داده میشود و او دیگر اجازه پرواز دارد. البته این تمرین بر روی زمین انجام میشود و کسی که بتواند در روی زمین، چتر را کنترل کند، در آسمان به مراتب بهتر میتواند این کار را انجام دهد.
در دومین روز تمرین پاراگلایدرسواران منطقه ۱۱ به محل تمرینشان میرویم و همراهشان میشویم. ۱۰ نفر از خلبانان در این جلسه حضور دارند؛ از افراد تازهکار و تحت آموزش گرفته تا خلبانان حرفهای. همه دور هم جمع شدهاند تا محل جدید تمرینشان را امتحان کنند. حتی یکی از خلبانان با وجود سرماخوردگی شدید طاقت نیاورده و به جمع دوستان ملحق شده است.
همه آنها یک نقطه اشتراک دارند و آن عشق به پرواز است. شاید همین یک ویژگی کافی باشد برای اینکه آنها را به هم نزدیک کند. البته این عاشقان پرواز، معمولا ویژگیهای مشترک دیگری هم دارند، ماجراجو و اهل ریسک هستند، به نشاط و حفظ روحیه خودشان اهمیت میدهند و معمولا از هیاهوی زندگی زمینی گریزانند.
علاقه خاصی به چتر پاراگلایدرم دارم؛ زیرا تنها وسیلهای است که من را شاد و از غمها رها میکند
به پدر گفتم به جای ماشین، پاراگلایدر بخر!
حسن حیدری یکی از علاقهمندان به پاراگلایدر است. او از کودکی رؤیای پرواز را در سر داشته است. با رسیدن به سن نوجوانی طی سفری که با خانواده به تهران داشته در آنجا به صورت تفریحی سوار بر پاراگلایدر شده است و تا امروز این ورزش را دنبال میکند. صحبت کردن در مورد پرواز آنقدر برایش جذاب است که چشمانش برق میزند و شور و هیجان را میتوان در چهرهاش دید.
بعد از این تجربه، علاقه او به یادگیری این رشته هیجانانگیز بیشتر میشود، اما هزینههای آن، همواره سد راهش بوده است.
حسن که علاقهای به ادامه تحصیل نداشت، شرط پدرش را به گونهای که میخواهد قبول میکند. پدرش به او گفته بود اگر دانشگاه سراسری قبول شود، برایت ماشین میخرد، اما او از پدر میخواهد بهجای ماشین برایش پاراگلایدر بگیرد. پدرش هم قبول میکند.
همین آغازی میشود برای اینکه درسش را به طور جدی دنبال کند. سرانجام دانشگاه سراسری قبول میشود. پدر هم به قولش عمل میکند و اکنون او صاحب یک چتر پاراگلایدر است.
حسن عاشق چترش است و میگوید: بین تمام وسایلی که دارم، علاقه خاصی به چتر پاراگلایدرم دارم؛ زیرا تنها وسیلهای است که من را شاد و از غمها رها میکند. در واقع وقتی بالای آسمانم همه مشکلات از یادم میرود و احساس سبکی میکنم.
او معتقد است پرواز آدم بین زمین و آسمان، دور از هیاهوهای همیشگی، آنقدر جذاب است که تا وقتی کسی امتحان نکند، نمیتواند درک درستی از آن داشته باشد.
در آسمان غمها را از یاد میبرم
محمدعلی اورعی هم یکی از دوستداران پاراگلایدر است. او سال ۸۹ درحالیکه ۳۵ سال سن داشت وارد این رشته میشود. محمدعلی تا آن زمان، تمام ورزشهای توپی را انجام داده بود، اما هیچکدام به لحاظ روحی او را راضی نمیکرد تا اینکه یکی از دوستانش این ورزش را به او معرفی کرد. آنطور که خودش میگوید آنچه را سالها در رشتههای مختلف دنبالش بوده در پاراگلایدر پیدا میکند.
فکر میکنند مرفههای بیدردیم
اورعی از طرفی مدتها از بیماری معده رنج میبرده و هر روز در چند نوبت، دارو مصرف میکرده است، اما از وقتی پاراگلایدر را شروع میکند، آنقدر این ورزش در روحیه و آرامشش تأثیر مثبت میگذارد که مصرف تمامی قرصها را ترک میکند.
او میگوید: بیشتر مردم، این ورزش را مربوط به پولدارها میدانند و فکر میکنند ما مرفههای بیدردیم، درحالیکه اینطور نیست. قیمت یک چتر حدود ۱۰ میلیون تومان یعنی تقریبا برابر با پول یک ماشین معمولی است و ما با هزار قسط و قرض این چترها را تهیه میکنیم.
ماشینهایی که در کنار زمین تمرین پارک شده، اکثرا پراید است و همین موضوع میتواند تأییدی بر حرف اورعی باشد. آنها میتوانستند بهجای خرید چتر، ماشینهایشان را ارتقا دهند، اما بنا به گفته خودشان، چون لذتی که از پرواز میبرند خیلی بیشتر از ماشین است، بنابراین ترجیح میدهند در این راه هزینه کنند تا از روحیه سالم و بانشاطی برخوردار باشند.
گرفتار پرواز شدم!
سعید رمضانی، ۳۸ سال سن دارد و به قول خودش، شش سال است که گرفتار پرواز شده است. او پرواز را لذتی اعتیادآور میداند و میگوید: وقتی با پاراگلایدر میپرم تا یکی دو هفته شارژ هستم، اما بعد مثل یک معتاد دوباره به پرواز احتیاج دارم.
او هم مانند سایر همرشتهایهایش، بالای آسمان، احساس آزادی و رها شدن دارد و میگوید: آنجا فقط خودت هستی و خودت و لذتی که میبری اصلا قابل توصیف و قابل قیاس با سایر رشتههای ورزشی نیست.
به عقیده رمضانی، این ورزش آنقدر جذاب است که اگر افراد با آن آشنا شوند، متقاضیان زیادی خواهد داشت، اما، چون تمرینات آنها معمولا خارج از شهر صورت میپذیرد، در دسترس نیست و همگانی نمیشود.
از سنگاندازی تا مشخص نبودن متولی
رمضانی در ادامه سرِ درد دلش باز میشود و به سنگاندازی برخی مسئولان و متولی نداشتن ورزش پاراگلایدر اشاره میکند.
او در ادامه از آسیبهای این ورزش میگوید و ادامه میدهد: متأسفانه افرادی در صدر این رشته قرار میگیرند که خودشان ورزشهای دیگری را دنبال میکنند که این ضربه بزرگی برای پاراگلایدر بهحساب میآید.
نداشتن متولی مشخص از دیگر مسائلی است که رمضانی و سایر هم رشتهایهایش از آن رنج میبرند. طبق گفته آنها به عنوان مثال فرد میتواند از جاهای مختلفی مجوز بگیرد.
اگر اداره تربیت بدنی، مجوز استادی را لغو کند، آن استاد میرود و از هواپیمایی مجوز میگیرد، همین مسئله موجب شده که سوانح این رشته زیاد شود و افرادی که دارای صلاحیت نیستند، بتوانند به فعالیت خود ادامه دهند.
نداشتن مکان خوب در مشهد هم گلایه دیگری است که او در اینباره توضیح میدهد: در مشهد جاهای مختلفی داریم که برای پرواز مناسب است، اما مسئولان اجازه نمیدهند از آنها استفاده کنیم.
رمضانی به مقایسه این ورزش در ایران با سایر کشورها میپردازد و ادامه میدهد: امارات امکانات میلیاردی در اختیار دوستداران ورزش پاراگلایدر قرار میدهد، ترکیه هم پرندههای زیادی دارد، اما همیشه در مسابقات منطقه، ایران رتبه میآورد.
از طرفی مشهد، قطب پاراگلایدر در ایران است و پرندههای خوبی دارد، اما متصدیان مربوطه، بهجای اینکه باعث رشد این رشته شوند، سد راه آن هستند.
*این گزارش پنج شنبه، ۱۰ اسفند ۹۶ در شماره ۲۷۵ شهرآرامحله منطقه ۱۱ چاپ شده است.



