کار متفاوت نگهبان یک سالن ورزشی برای دعوت به حجاب
وسط پارک همانطورکه نگاهش به گلدان توی دستش دوخته شده، هم ذوقزده است و هم مات و مبهوت؛ چرا من؟ اصلا به چه مناسبت؟ نه تولدم است نه عید یا مناسبت خاصی! مرد هم سکوت کرده است تا شاید خود دختر متوجه شود که ناگهان یکی از همراهان خانم بلند میگوید: «به خاطر چادرت است.» و او را از هجوم سؤالات بیپاسخ این چنددقیقه رها میکند.
حدسش کاملا درست است، چون بین همه خانمهای جوان و نوجوان جمع، پوشش کاملی دارد. اما این بانو تنها فرد محجبهای نیست که از محمود کریمیان، نگهبان حفاظت فیزیکی سالن ورزشی شهیدناصری، هدیه میگیرد.
هدیهای که تکثیر شد
ماجرا از این قرار است که محمود کریمیان، یکی از نگهبانان حفاظت فیزیکی سالن ورزشی شهیدناصری در محله خواجهربیع که حدود نیمی از عمرش را در این خدمت گذرانده است، ۱۰ سالی میشود با یک ایده جالب، در زمینه حجاب و امربهمعروف و نهیاز منکر فعالیت میکند.
وقتی معاون فرهنگی شهرداری، به مناسبت نوروز به ما گلدان هدیه داد، دیدم چه کار قشنگی؛ چرا من این کار را نکنم!
او که علاقه خاصی به گل و گیاه دارد، میگوید: این علاقه در وجودم بود و فقط یک جرقه برای بیدارشدن میخواست که آن هم سال۹۶ زده شد؛ وقتی معاون فرهنگی وقت منطقه شهرداری، به مناسبت نوروز به ما گلدان هدیه داد، دیدم چه کار قشنگی؛ چرا من این کار را نکنم!
این شد که با چند گلدان حسن یوسف که هم خوشقیمت بود و هم بهراحتی با هر محیطی سازگار میشد، شروع کردم به پرورش گل در خانه؛ با قلمهزدن و تکثیر آن چندگلدان و اضافهشدن گلهای دیگر مثل سانسوریا، کار به جایی رسید که دیگر فضایی برای نگهداری نداشتم؛ تعدادی را به محل کار منتقل کردم و آنجا هم یک گلخانه کوچک شکل گرفت.
زیادشدن تعداد گل و گلدانها آقای کریمیان را به این فکر انداخت که گل هم میتواند در فهرست وسایلی که تا آن زمان به دختران باحجاب هدیه میداد، قرار گیرد؛ «همیشه عادت داشتم به افراد محجبه بهخصوص کودکان و نوجوانان شکلات یا گیره روسری هدیه کنم تا تشویق شوند، اما با زیادشدن گلدانها به ذهنم رسید که گل و گیاه هم هدیه خوبی است، بهویژه اینکه خانمها خیلی گل دوست دارند. بهاینترتیب دختربچههای باحجاب را که به سالن ورزشی میرفتند، با گیره روسری و شکلات تشویق به پوشیدن چادر میکردم و وقتی چادری میشدند، به آنها گلدان هدیه میدادم یا وقتی میدیدم خانمی جوان میان یک جمع بیحجاب، محجبه است به او هدیه میدادم.»
او که تابهحال حداقل صدگلدان با هزینه شخصی به افراد محجبه هدیه کرده است، همانطورکه جواب سلام و احوالپرسی عابران را میدهد، با تأکید میگوید: گلدانها مشتری زیاد داشت، از خانمها گرفته تا آقایان محل کارم. ولی به هیچوجه آنها را نفروختم. تا همه را هدیه دادم و الان فقط چندتا مانده است.
احساس وظیفه، حتی در مسیر رفتن به سرکار
امر به معروف و نهی از منکر برای آقا محمود به سالن شهیدناصری و فضای سبز اطراف آن خلاصه نمیشود؛ هرجا احساس کند میتواند با مهربانی قدمی بردارد، از خیابان گرفته تا جمعهای خانوادگی و محل کار سابقش، همین شیوه را ادامه میدهد.
او میگوید: معمولا مسیر محل کارم را پیاده میروم. اگر دختر محجبهای، بهویژه قبل از سن تکلیف ببینم، تشویقش میکنم. گاهی یک گیره روسری هدیه میدهم و میگویم اگر از آن استفاده کنی، حجابت کاملتر میشود. اگر هم نوجوان یا جوانی چادری در جمعی باشد که همراهانش حجاب کامل ندارند، یک گلدان کوچک کادوپیچشده با جملهای از بیانات رهبر شهید درباره حجاب به او هدیه میدهم. ترجیح میدهم این کار در جمع انجام شود تا دیگران هم به رعایت حجاب تشویق شوند.
خاطرهای هم از دوران مسئولیتش در سالن ورزشی بهمن دارد؛ «روزهای اول به دخترها گفتم دوست ندارم در شیفت من با پوشش نامناسب حاضر شوید؛ حیف این موهای زیبای شماست که نامحرم ببیند. خود بچهها پذیرفتند، اما بعضی از مادرها مخالفت میکردند و میگفتند هنوز کوچکاند. برایشان توضیح دادم که بیرون از خانه، فرقی نمیکند مهدکودک باشد، مدرسه، خیابان یا باشگاه؛ هر محیطی پوشش متناسب خودش را میخواهد. حدود یک ماه طول کشید تا مادرها هم قانع شدند و از آن پس، بچهها با روسری در سالن حاضر میشدند.»
او تأکید میکند: این شیوه امر به معروف را با اعتقاد انتخاب کردهام و اگر هم کسی مانعم شود، از انجام وظیفه شرعیام دست نمیکشم. خوشبختانه بیشتر کسانی که هدیه میگیرند، استقبال میکنند؛ بعضیها ذوقزده میشوند و حتی اشک میریزند. البته مواردی هم بوده که خود دختر به حجاب علاقه داشته، اما خانواده، بهویژه پدرش، با این موضوع موافق نبوده است.

حرف فراموش میشود؛ گل میماند
غلامیان، یکی از بانوانی که ششهفت سال پیش گلدان هدیه گرفته است، جوری که انگار همین امروز این اتفاق افتاده، با ذوق تعریف میکند: من و دخترم به سالن ورزشی بهمن رفتوآمد داشتیم؛ خودم اوایل عبا میپوشیدم، اما از وقتی آقای کریمیان پدرانه گفت چادر بهعنوان حجاب حضرت فاطمه (س) بهتر است، چادر پوشیدم و یک گلدان پتوس زیبا هدیه گرفتم. برایم جالب بود که یک نفر، آن هم با حقوقی ناچیز، از جیب خودش برای حجاب داشتن دیگران هدیه بخرد. پرسیدم حالا ضروری است که حتما هدیه بدهید؟ شفاهی بگویید، کافی است. پاسخ داد «اولا در راه امامزمان (عج) است. ثانیا اگر فقط حرف باشد، فراموش میشود ولی گل میماند.»
او با اشارهبه اینکه دخترش هم به خاطر تشویقها و گیره روسریای که از آقای کریمیان هدیه گرفته، طوری تشویق شده که در دهسالگی محجبه است، ادامه میدهد: آقای کریمیان معتقد است ارزش و جایگاه بانوان خیلی بالاست؛ بههمیندلیل نباید خود را بهراحتی درمعرض دید همگان قرار دهند.
همه را دختران خودش میداند و بهعنوان یک پدر یا عموی دلسوز و مهربان خیلی غصه میخورد که چرا دختران پاک ما تحت تأثیر تبلیغات دشمن و بدخواهان به بیحجابی کشیده میشوند؛ به همین دلیل هرجا از هر فرصتی برای ترویج حجاب استفاده میکند. مثلا حتی برای جشن تکلیف دخترم جایزه گرفت یا برای مشارکت در پک لوازمتحریر که هر سال برای نیازمندان تهیه میکنیم، دفترهایی میخرد که تصویر دختران محجبه داشته باشند. زمان اغتشاشات سال۱۴۰۱ هم با وجود فضای منفی جامعه علیه حجاب، بدون هیچ ترس و واهمهای با محبت و از سر دلسوزی، پدرانه با دخترها صحبت و تشویقشان میکرد و سبب میشد کمتر تحت تأثیر فضای آن زمان قرار بگیرند.
* این گزارش یکشنبه ۲۸ تیرماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۷۱ شهرآرامحله منطقه ۳ و ۴ چاپ شده است.