کسب و کار - صفحه 22

محمدرضا دهقان‌پور و خانواده‌اش از ساکنان قدیمی محله راهنمایی هستند. پدرش سال۱۳۴۵ قطعه‌زمینی می‌خرد و خانه را می‌سازد. آن زمان اینجا به قلعه احمدآباد معروف بوده است و مردم در آن گندم می‌کاشتند.
به وقت نماز ظهر، این مسجد پر می‌شود از اهالی آزادشهر به‌ویژه حضور جوانان. امام جماعت شب مسجد می‌گوید: بانیان مسجد دنبال ایجاد فضایی برای ترویج دین بودند و به همین دلیل این مکان تا این اندازه متفاوت و معنوی است.
حاج احمد رضوی، خیاطی که به دست‌پاکی شهرت دارد، محسن زارعی، عطاری محل که دوای درد خیلی‌ها پیش اوست و اصغر سکودارخیابانی، قصابی که آبگوشت‌های نذری‌اش را همه اهل محل خورده‌اند، کسبه‌ای هستند که هر کدام دستی به خیر دارند.
محمد اویسی بعد از سه سال خواندن پزشکی دانشگاه را رها کرد و با ایده‌هایش به کاشمر برگشت و «طلوع دهکده جهانی روستا» را راه‌اندازی کرد و دست‌کم روزی بیش از ۱۰ نفر به‌صورت مستقیم و بیش از صد خانواده را تأمین کرده است.
در این سال‌ها اسماعیل احمدی هیچ‌وقت محصولاتش را در گلشهر نفروخته یا مثلا کسی از همسایه‌ها برای سفارشی شخصی سراغش نیامده است. می‌گوید: مجبوریم به هر نوع شرایطی تن بدهیم تا تولیدات روی دستمان نماند.
محمدرضا ریاحی‌نژاد می‌گوید: متاسفانه پارچه‌های ایرانی جدید مانند پارچه‌های قدیم مرغوبیت و مقاومت لازم را ندارند. این کار باعث استقبال‌نشدن از جنس ایرانی و اقبال مردم به جنس خارجی شده است.
محمد حاجی‌پور از همان کودکی شروع به جمع‌کردن وسایل مختلف می‌کند؛ از سکه و اسکناس گرفته تا پوست آدامس، کتاب و مجله‌های قدیمی. او حالا، بعد از سال‌ها، یک مجموعه بزرگ از اشیای قدیمی دارد.