فعال فرهنگی - صفحه 28

منصوره صدقی می‌گوید: از دیگر فعالیت‌های من در مدرسه، گرفتن جشن بزرگی برای تولد حضرت فاطمه(س) در مدرسه است. تونل‌های حجاب با گل درست می‌کنیم و بچه‌ها از وسط این تونل‌ها رد می‌شوند و پیکسل‌های حجاب روی مقنعه آن‌ها نصب می‌شود. برنامه دیگری باعنوان «جشنواره عروسک‌ها» نیز برگزار می‌کنیم. در این برنامه از بچه‌ها می‌خواهیم عروسک‌ها را با مقنعه و چادر بپوشانند و از همان کارها نمایشگاهی ارائه می‌دهیم تا بچه‌ها را به عفاف و حجاب تشویق کنیم.
یکی از مهم‌ترین ایرادهایی که در خانواده مذهبی می‌بینم این است که بسیاری از مادرها نمی‌توانند فلسفه حجاب را به دختران بیاموزند زیرا خود نیز به صورت تقلیدی از والدین خود فرا گرفته‌اند. وقتی فرد به صورت تقلیدی چیزی را می‌آموزد، با شک و تردید رشد می‌کند و همین باعث می‌شود خیلی زود در هجوم جریانات مخالف، آن را از سر برمی‌دارد. اگر مادران بتوانند هم‌زمان با بلوغ شرعی، دلیل پوشش و فلسفه حجاب را برای دختران خویش تبیین کنند، تا حد بسیاری می‌توان به مقاومت دختران در هجوم افکار ناصحیح امیدوار بود، گرچه مدارس و فضاهای آموزشی نیز پس از خانواده، نقش مهمی ‌ایفا می‌کنند.
این غول بی‌شاخ و دم، کوچک و بزرگ و زن و مرد نمی‌شناسد، تعدادی زیادی از زنان و مردان در محله وکیل‌آباد با اعتیاد دست و پنجه نرم می‌کنند. در این مسیر نیز به کمک برخی خیران حوزه سلامت و مراکز ترک اعتیاد، بسیاری از مردان و زنان معتاد شناسایی شده و در این درمانگاه‌ها رایگان بستری شده‌اند، بسیاری از آن‌ها بعد از گذراندن دوره بازپروری و ترک اعتیاد، دوباره به آغوش خانواده بازمی‌گردند که برای من بسیار مایه مباهات است.
زهیر قدسی درباره تشکیل «خانه تجربه» توضیح می‌دهد: دلیل نام‌گذاری‌مان این بود که به‌طور کلی با خواندن کتاب یک تجربه جدید به‌دست می‌آوریم و کتاب را برای اضافه‌شدن تجربه‌هایمان مطالعه می‌کنیم. این تجربه‌ها باعث افزایش کیفیت زندگی‌مان می‌شود. این مکان را هم با همین ایده که تجربه‌هایی را در اختیار دیگران قرار بدهیم، افتتاح کردیم.
گرچه از کودکی در خانواده‌ای مذهبی رشد کرده، علاقه‌اش به نهج‌البلاغه ریشه در زمانی دارد که برای ورزش باستانی پا در میدان زورخانه گذاشته است. وقتی مرشد از خلق و خو و جوانمردی علی می‌خوانده، او به عشق مولا در گود می‌چرخیده و با خود می‌گفته این علی کیست که چنین نام، مرام و سیره‌ای دارد. همان‌زمان شروع به خواندن نهج‌البلاغه می‌کند و پی به غربت و تنهایی مولا(ع) می‌برد.دلش می‌لرزد و با خود عهد می‌بندد تا زنده است هر کار از دستش برمی‌آید برای معرفی نهج‌البلاغه انجام دهد.
کار با دختران نوجوان و جوان بسیار سخت، اما لذت‌بخش است. آن‌ها با چالش‌های هویتی و دینی روبه‌رو هستند که اگر به‌درستی راهنمایی نشوند دچار مشکلات جبران‌ناپذیری می‌شوند. ما در این گروه دخترانی داریم که راه زندگی را گم کرده بودند و در مرحله‌ خطرناکی قرار داشتند. شکرخدا با حضور در این جمع و گرفتن مشاوره به زندگی عادی برگشتند.
دکتر شکورزاده پس از ۲۰ سال خدمت آموزشی و انتشار مقالات و کتاب های متعدد و طى درجه های استادیاری و دانشیاری در سال ۱۳۷۱ به مقام استادی ارتقا یافت و در همین سال، شورای انقلاب فرهنگی و کمیته جذب نخبگان وی را به عنوان استاد نخبه انتخاب کرد. دکتر شکورزاده یکی از قدیمی‌ترین پیش کسوتان آموزش زبان و ادبیات فرانسه در ایران بود. وی علاوه بر تالیف کتاب های متعددی در رشته زبان وادبیات فرانسه و فارسی، تحقیقات مفصلی نیز در فرهنگ عامه یا فولکلور خراسان کرد
محققان جوان اکنون به دنبال آن رنج نیستند و درنهایت ماحصل تحقیق‌ آن‌ها چکیده‌ای است از آنچه در سایت‌های ایرانی و خارجی در اینترنت یافت می‌شود. اما در مورد استاد و هم‌نسلانش این‌گونه نبود. روش کاری او را می‌توانم با افرادی مانند دهخدا و دکتر یوسفی مقایسه کنم.
شکورزاده می‌گوید: بنده برای جمع‌آوری ترانه‌های روستایی در یک سفر پانزده‌روزه به همراه تنی چند از دوستان از مشهد پیاده به‌سوی نیشابور رفتم و از نیشابور به تربت و از تربت به مشهد. در حدود هفتاد و چند فرسخ پیاده رفتیم و در هر روستایی پیرزن یا پیرمردی را که می‌دیدیم از ایشان خواهش می‌کردیم شعری با ترانه‌ای برایمان بخواند و آن‌ها را ثبت و ضبط می‌کردیم و اگر مجلس عروسی یا مرگی بود، شرکت می‌کردیم. گاهی هم در قهوه‌خانه‌ها می‌رفتیم و مطالبی که به‌ کارم می‌آمد یادداشت می‌کردم.
طبق گفته اهالی، سیل دهه‌های گذشته سیستان و بلوچستان منجر به مهاجرت عشایر و دامداران آنجا به روستایی در نزدیکی مشهد شده است. اهالی این روستا وضع مالی خوبی ندارند اما در رشته سوزن‌دوزی هنرمند هستند. محمود مدرس تربتی و منیره سلیم‌آرونی زن و شوهر خیری هستند که کارگاهی در روستا اجاره کردند، پارچه و نخ برای خانم‌های روستا تهیه می‌کنند و کار را پس از دوخت از آن‌ها می‌خرند. برند پارچه‌های سوزن دوزی بانوان این روستا "پبرادوچ" است.
از زمانی که به این محله آمدیم به رصد کردن مشکل‌های بانوان که همیشه دغدغه‌ام بود پرداختم. در این محله چند مشکل وجود دارد، اول خشونت‌های خانگی بعد هم فقر فرهنگی، اعتیاد و مشکل‌های معیشتی. به این نتیجه رسیدم که اگر روی فرهنگ و توانمندسازی دختران و مادران کار کنم مشکل‌ها کمتر خواهد شد زیرا معتقدم در صورتی که بانوان و دختران باسواد در جامعه بیشتر باشند می‌توانند بایدها و نبایدها را در تربیتشان لحاظ کنند.