وقف - صفحه 16

اهالی محله همه می‌گویند هیئت امنا تازه پس از تخریب مسجد به فکر جمع کردن پول افتادند. آن‌ها یک صندوق هم جلو مسجد گذاشتند. هر بار که مقداری پول جمع می‌کردند مصالح می‌خریدند و دور هم جمع می‌شدند و عکس یادگاری می‌گرفتند و بعد می‌رفتند. نکته جالب این است که چند خیّر اعلام آمادگی کردند که این مسجد را بسازند اما هیئت امنا با آن‌ها مخالفت کردند چون می‌خواهند همه کاره مسجد باشند.
خراسانی احترام زیادی برای کتاب قائل بود طوری که فرزندانش هیچ وقت ندیده‌اند او در حالت درازکش کتاب بخواند. او همیشه روی زمین می‌نشست و با گذاشتن کتاب روی رحل‌های قرآنی به مطالعه آن می‌پرداخت. اکنون کتاب‌های مرحوم خراسانی سر از زندان مشهد درآورده‌اند تا همچنان موجب انسان‌سازی و فرهنگ‌سازی شوند و همان‌طور که او در قید حیاتش معتقد بود «مطالعه، هم‌نشینی با بزرگان است»، فرصت این هم‌نشینی برای زندانیان فراهم شود.
طبق وصیت و وقف‌نامه حاج حسین آقای ملک در حال حاضر قنات باغ متعلق به شهرداری مشهد است تا در اختیار عموم قرار گیرد. قنات چهارمظهر دارد که در حال حاضر سه‌مظهر آن فعال است. حدود 6 تا 6.5کیلومتر طول گالری قنات است که در زبان مشهدی به آن سو می‌گویند یعنی مسیری که آب را هدایت می‌کند. خود حاج حسین این مسیر را کار کرده است. آب قنات به روایتی آب شرب نیست زیرا براساس آزمایش‌های انجام شده مورد تأیید نبوده و بیشتر برای آبیاری درختان مناسب است.
سال 47 شهرداری دفن اموات در قبرستان تپه سلام را ممنوع اعلام کرد و مردم که جایی را برای دفن مرده‌هایشان نداشتند رفتند پیش بی‌بی و از او خواستند یکی از زمین‌هایش را بدهد برای قبرستان. او هم این زمین را داد. تا آن موقع 9 شهید در آن دفن شده بود و شهید خدامی هم وصیت کرده بود که در این قبرستان دفن شود.
لوح ثبتی آیین اهدای گل نرگس از بهبهان به حرم مطهر حضرت امام رضا(ع) با حضور وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی رونمایی شد.
تأمل در نام‌های برخی بنا‌ها نشان می‌دهد ریشه و سابقه آن‌ها به شکلی با زنان گره خورده است، از جمله «خان‌سلطانم» در شهر مشهد. این بنا پس از تکمیل، وقف آستان قدس رضوی شده است. اکنون اثری از آن باقی نمانده، ولی در اسناد و مکاتبات تاریخی به ‌کرات از آن یاد شده است.
این بانوی اهل طالقان می‌توانست تابلو و سکه‌های یادگاری‌اش را به بالاترین قیمت به مجموعه‌داران دنیا و در حراجی‌های معروف به فروشد، اما تصمیم به وقف آن‌ها گرفت.
روزی روزگاری «حاج حبیب» زمینی را برای مسجد محله وقف کرد و بعد از او پسرانش کمر همت بسته‌ و بنای مسجد را بنیان گذاردند. این یادگار حاج حبیب و پسرانش امروزه مسجدی آباد و پر از نمازگزارانی در سنین مختلف است. برنامه‌های مختلف مسجد گواه آن است که این مرکز عبادی نه‌تنها جایگاهی برای ادای فریضه روزانه بلکه محتوای دینی را برای مخاطبان مختلف ارائه می‌دهد.
مسجد امام جعفرصادق(ع) اوایل انقلاب با همت اهالی کلاهدوز ساخته شد. آن‌ها زمینی برای ساخت مسجد خریدند و با یاری یکدیگر ظرف 2 سال آن را بنا کردند. مسجدی که امروز با فعالیت‌های بسیارش توانسته اهالی محله را مانند قدیم در کنار هم حفظ کند.
حوا قلی زاده و همسرش کشاورز بودند و همه آنچه اندوخته بودند و داشتند، به سبب تلاش سختشان روی زمین کشاورزی بود. آن‌ها همه اسباب خوشبخت‌شدن را داشتند؛ از مال دنیا تا اعتبار نزد خلق خدا، تنها چیزی که کمبودش گاهی احساس می‌شد، فرزندی بود که بتواند میراث‌دار این نعمت‌ها باشد. روزهای زندگی این زوج یکی پس از دیگری گذشت و به روال همه قصه‌ها به خط پایان رسید، بی‌آنکه هیچ‌کدام برای ارثی که گذاشته بودند، وصیت کنند و در این بین یک خانه و چندمغازه می‌ماند با کلی وسیله و همه این‌ها که حدود 3میلیاردتومان قیمت دارد، به تنهاخواهر و بازمانده خانوادگی‌شان، فاطمه قلی‌زاده، می‌رسد. او تا مدت‌ها لباس سیاه سوگ خواهر را به تن داشت و نمی‌توانست این مصیبت را باور کند و وقتی اعلام کردند که همه ثروت میلیاردی خواهرش به او می‌رسد، فقط یک تصمیم گرفت؛ وقف اموال برای مسجد صاحب‌الزمان(عج). همین و تمام.