مدرسه - صفحه 26

چیزی به‌جز علاقه، دانش‌آموزان را در المپیاد نگه نمی‌دارد چون بسیار سنگین است و این خطر را دارد که زمان کافی برای قبولی در کنکور نداشته باشی. من برای موفقیت در المپیاد و هدفم که قبولی در رشته پزشکی است به‌طورمیانگین روزی 8 تا 9ساعت مطالعه می‌کنم. البته من هم مانند دیگر دوستانم گاهی خسته می‌شوم اما می‌دانم آینده شغلی‌ام به تلاشم در این سن بستگی دارد.
حجت‌الاسلام سید محمد تقی شریفی جوان است از نسل دهه شصتی‌های خستگی‌ناپذیر. او هم معلم است، هم ورزشکار و هم مجری برنامه‌های طنز و بازیگر. در همه این زمینه‌ها هم موفق بوده است. رمز موفقیت او را می‌توان در نوع نگاهش به معنای «خدمت» دانست. آقا سید محمد لباس روحانیتش را لباس خدمت می‌داند، نه فخر فروشی و دلش می‌خواهد تا جایی که می‌تواند نوجوان‌ها و جوان‌ها را از بزهکاری دور کند.
این مقام‌ها که روزی برای محمدرسول در حد دریافت جایزه ارزش داشت، اکنون روزنه امیدی است تا فراتر از کسب جایزه و مقام به فکر انجام رسالتش که از نظر خودش زمینه سازی ظهور است، باشد. او دیگر دغدغه دریافت جایزه را ندارد، می‌خواهد آن‌قدر اطلاعاتش را افزایش دهد تا سربازی برحق برای امام زمانش(عج) باشد و فراتر از دعا برای ظهور، گامی عملی در این راستا بردارد.
خیابان دانش‌سرای جنوبی از یک سمت به خیابان آبکوه و از سمت دیگر به خیابان سناباد منتهی می‌شود. این خیابان در محله آبکوه واقع شده است و به دلیل وجود درختان سرسبز، از هوای خوب و فضایی بانشاط برخوردار است که توجه هر رهگذری را می‌تواند به خود جلب کند.
دختر مبتکر و خلاق محله امیریه برای ساخت دستگاه «خانه‌دار کوچک» تقریبا هیچ هزینه‌ای را متحمل نشده است، چراکه این دستگاه از لوازم بازیافتی تهیه شده و بسیار مقرون به صرفه است، او در این باره توضیح می‌دهد: یک مسواک کهنه، لوله جاروبرقی، آرمیچر کوچک از اسباب‌بازی‌هایی که دیگر قابل استفاده نیست، باتری و یک مقدار سیم، همه آن چیزی است که در ساخت «خانه‌دار کوچک» استفاده شده است.
بعد از شیوع کرونا، بارها و بارها شاهد ضدعفونی مکان‌های عمومی محله بودم اما به نظرم این نوع ضدعفونی زمانبر و وقت‌گیر و با دخالت مستقیم انسان همراه بود. با این روش خطر ابتلا به کرونا نیز وجود داشت، من به دنبال استفاده از دستگاهی بودم که بتواند به‌طور اتومات و با کمترین دخالت انسانی، فضاهای بزرگ عمومی مثل سالن بیمارستان‌ها و تالارها را ضدعفونی کند.
وقتی هنوز علیرضا جلالی شاگردی می‌کرد آن‌ها تنها سراج‌های مشهد بودند که سفارش چمدان قبول می‌کردند. دوخت چمدان کار راحتی نبود برای همین مغازه‌دارها مستقیم از تهران چمدان می‌خریدند و به زائران و مجاوران می‌فروختند، اما اوستای علیرضا دلش را به دریا زد و اولین سراج مشهد در این‌باره می‌شود.
معاون اجرایی مدرسه المهدی شهرک شهید رجایی بیشتر از 10دقیقه نباید روی پاهایش بایستد، با این حال هر روز به مدرسه می‌آید.
پرنیان بکائیان یکی از دانش‌آموزان موفق مدرسه حضرت زینب(س) مصلی‌نژاد است که توانسته در المپیاد ریاضی سنگاپور مدال طلای مرحله اول مسابقات را به دست آورد. او از چهارسالگی، ساعت‌ها روبه روی تلویزیون می‌نشست و برنامه‌های علمی را گوش می‌داد. اکنون نیز با یک سال جهشی خواندن در مقطع چهارم درس می‌خواند.
خانواده‌های 3تن از دانش‌آموزان کلاس اول توانایی خرید گوشی تلفن همراه هوشمند را نداشتند و با ادامه این روند دانش‌آموزان از درس و مشق خود عقب می‌افتادند. آگاهی از این موضوع برایم به دغدغه فکری تبدیل شده بود، در نهایت از طریق فضای مجازی و گروه تلگرامی خانوادگی و دوستان اعلام کردم که برای تهیه سه گوشی اندروید برای دانش‌آموزان کلاسم نیازمند به کمک مالی هستیم. به دنبال این درخواست در مدت زمان اندکی مبلغ 10میلیون تومان فراهم شد.
مدرسه ابدال‌خان یا عبدل‌خان که در طرف شمالی پایین‌خیابان و نزدیک بست سفلی واقع شده بود، کتیبه احداثیه نداشت، اما آن‌گونه که از نامش پیداست، بانی آن‌ ابدال‌خان تکلو است که در زمان صفویه ابتدا حاکم ولایت جام و بعد در سال1098 حاکم بیگلربیگ مشهد شد.
به محض اینکه دست راستش قطع می‌شود، «اسماعیل» از دستگاه جدا شده و نجات پیدا می‌کند. دو نفر از حاضران در صحنه از حال می‌روند، اما شیرخانی که تازه از جبهه آمده و زخمی‌های بدتر از او را دیده، خونسردی‌اش را حفظ می‌کند و اسماعیل را در وانت می‌گذارد و به بیمارستان می‌رساند. از بیمارستان تربت حیدریه او را به بیمارستان امدادی مشهد می‌آورند. در طول این مسیر «اسماعیل» به این موضوع فکر می‌کند که از این پس با یک دست چه کند؛ چطور زندگی‌اش را بگذراند.
حدود 2 سال از آغاز به کار نانوایی ابراهیمی و همسرش در یکی از معابر محله کوشش می‌گذرد. یکی از این دو، خمیر را در تنور می‌گذارد و دیگری نان را خارج و در سفره‌های مشتریان خود قرار می‌دهد. کیفیت نان و روی خوش آن‌ها به مشتریان سبب شده هر روز به تعداد افرادی که در صف خرید نان از این نانوایی می‌ایستند افزوده شود.
نازنین نوروزی 16سال دارد. او از 14سالگی متوجه استعداد و علاقه‌اش به نقاشی و طراحی می‌شود. حالا دانش‌آموز رشته گرافیک در هنرستان شده و در این مدت کوتاه آثار زیادی بر روی شیشه، بوم، پارچه و سفال کشیده است. نازنین در تفسیر قرآن هم رتبه اول استان را در بین مدارس دارد. به جز این‌ها به نوشتن هم علاقه دارد و به‌طور افتخاری برای روزنامه جام جم در ضمیمه «نوجوانه» آن می‌نویسد.
زهرا فاطمی و فاطمه رضایی دو دانش‌آموز نوجوان شهرک شهید رجایی هستند که به تازگی در مسابقات دانش‌آموزی قرآن، عترت و نماز در سطح ناحیه 5 آموزش و پرورش کسب کرده‌اند.
نام کوچه خواجه‌ربیع25 در گذشته میلان «باغ‌وحش» بوده است و این‌طور که ساکنان قدیمی می‌گویند، تابه‌حال چند نام عوض کرده است و حالا به‌نام کوچه رضوان است. ماجرای جالب کوچه به باغ‌وحشی برمی‌گردد که تا سال1363 هم در این محدوده وجود داشته و بعدها به‌علت سروصدای حیوانات به وکیل‌آباد منتقل شده و حالا جایش را کتابخانه پر کرده است.
گره‌گشایی کار دل است و موضوعی که به دل گره بخورد، آدم منتش را روی سر هیچ‌کس و هیچ‌چیز نمی‌گذارد. کارهای دلی دل‌نگرانی‌هایش هم با دیگر کارها متفاوت است. به‌هیچ‌وجه هم به داشتن و نداشتن پول ربطی ندارد. نمونه‌اش هم زندگی رمضان فلکی است؛ آموزگاری که درس مهمی برای آموختن داشته و دارد. دست‌گیری از مردم او را به جایی رسانده است که با قدرت می‌گوید: «بدون پول هم می‌شود به مردم خدمت کرد.»
اینکه دختری هنرستانی در منطقه کم‌برخوردار مشهد برای پسران و دختران کودک و نوجوان کلاس طراحی و عکاسی برگزار کند اتفاقی نادر است. «فاطمه پورنوا» با همکاری مادر و پایگاه محلی بسیج توانسته با هدف افزایش توانایی‌های کودکان و نوجوانان علاقه‌مند به هنر کلاس‌های مختلفی را در این دو رشته هنری برپا کند.
سید حسن موسوی، فرهنگی بازنشسته شهرک طرق که مسئولیت اجرای طرح پویش را به عهده دارد،‌ معتقد است این طرح برای پیشرفت و ارتقای سطح علمی دانش‌آموزان شهرک طرق به اجرا در آمده است.
مدرسه دودر یکی از آثار تاریخی منحصربه‌فرد معماری دوره تیموری است.این مدرسه پس از احداث مسجد گوهرشاد و توسط یکی از فرماندهان دوره تیموری با نام امیر یوسف خواجه بهادر،ملقب به غیاث الدین، در بازار زنجیر احداث شد. در ابتدا نام آن را به‌سبب نام بانی‌اش، امیریوسف‌، یوسفیه نهادند اما در مقطعی در بین مردم به مدرسه «امیرسیدی» هم شناخته شده بود. این‌همه درحالی است که پس از مدتی به‌علت داشتن دو در شرق و غرب، نام این مدرسه‌ به دودر یا دودرب تغییر پیدا کرد‌.