منطقه ۳  - صفحه 140

منطقه ۳ 

روستاهای دیروز، محله‌های امروز

منطقه ۳ به‌لحاظ تاریخی سابقه روستایی دارد. یعنی بسیاری از محله‌های امروز آن، در گذشته‌ای نه چندان دور روستا‌ بوده و حالا جزئی از شهر شده است. براین‌اساس، بخش زیادی از اراضی این محدوده را زمین‌های کشاورزی تشکیل می‌داده که به‌مرور زمان و با توسعه شهر، به کاربری‌های شهری تغییر یافته‌ است. محدوده منفصل قرقی که اسفند ۹۱ به محدوده شهری پیوست، یکی از جدیدترین الحاقات به این منطقه است. استقرار فضا‌های مهمی مانند ایستگاه راه‌آهن و سیلوی گندم از حدود سال ۱۳۴۰ را می‌توان نقطه عطف این منطقه برای تبدیل پهنه‌های روستایی به بافت شهری و افزایش جمعیت آن دانست. پس از انقلاب به‌دلیل شکل‌گیری شریان‌های مهم منطقه مانند محور گاز، رسالت، طبرسی و مجلسی، تحولات منطقه سرعت گرفت. آرامگاه و باغ‌موزه نادری و آرامگاه خواجه‌ربیع ازجمله مکان‌های هویتی و تاریخی منطقه ۳ است که جمع زیادی از گردشگران و زائران را راهی این منطقه می‌کند. در مساحت ۳۳۰۷ هکتاری شهرداری منطقه ۳ حدود ۴۱۷ هزار نفر زندگی می‌کنند.

 

در روزهایی که کادر درمان شهرمان درگیر خیزهای مختلف کرونا بودند، با گروه‌های جهادی زیادی آشنا شدیم که اولویتشان را برای قطع زنجیره و بهبود بیماران کرونایی گذاشته بودند؛ مثل گروه جهادی شهید ابراهیم هادی در منطقه۴ که در چند شماره قبل به آن پرداختیم. با همت و تلاش مضاعف این گروه‌ها و البته کادر درمان، آمار مبتلایان و فوتی‌ها رو به کاهش است. کانون فرهنگی‌تبلیغی ثامن‌الائمه(ع) نیز یکی دیگر از این‌گروه‌هاست که اکنون اولویت برنامه‌های خود را پشتیبانی از بیماران کرونایی قرار داده است.
محله خواجه‌ربیع جزو محلات کم‌برخوردار مشهد است که کمبود امکانات هم نتوانسته است مانع موفقیت‌های اهالی آن‌ شود. سیدعلی معراجی رئیس شورای اجتماعی این محله است که از شش‌سالگی پایش به ورزش باز شده و بعد از اتفاق ناگواری که هنوز اثراتش در بدن اوست، ترجیح داده است وارد عرصه مربیگری شود. حالا با جذب نونهالان و نوجوانان به ورزش، استعدادهای آن‌ها را کشف می‌کند و با حضور در مسابقات استانی و کشوری، برای شهر مشهد و محله افتخار می‌آفریند. یکی از نوجوان‌هایی که از همین محله قهرمان شده، امیرعلی صادقی است. او متولد 1386 است و از شش‌سالگی با حمایت دایی‌اش و نیز استاد معراجی، با ورزش ووشو آشنا شده و تاکنون مقام‌های گوناگونی در سطح استان و کشور کسب کرده است.
پسرک دست پدرش را می‌کشد و اصرار دارد با او همراه شود. می‌خواهد از نزدیک ماهی‌های آکواریم داخل اتاقک کوچک نگهبانی را ببیند. مسافرند. این را از لهجه زیبای یزدی‌شان متوجه می‌شوم. 2دختر نوجوان مشغول گرفتن عکس هستند. شوق و هیجان را می‌شود در چشمانشان‌ دید. اتاقک مربوط به پروژه بهسازی پیاده‌رو بولوار مسلم است؛ مثل همه اتاقک‌هایی که نزدیک پروژه‌های بزرگ شهری می‌تواند باشد. اما آنچه سبب شگفتی و هیجان رهگذران این محله می‌شود، اتاقک کوچک، زیبا و متفاوت کنار آن است؛ اتاقکی آهنی و پر از خرت‌وپرت‌های زیبا که بینشان اشیای خاطره‌انگیز هم به چشم می‌آید. به گفته اهالی، وجود این اتاقک مدتی است صفای خاصی به محله بخشیده است.
فخرالنظاره رضوی، دختر ارشد میرزای ناظر که به فامیلی شوهرش «صفوی»شهرت دارد، تصمیم می‌گیرد عمارت چندهزارمتری مسکونی‌اش را به محلی برای نگهداری دختران یتیم 7تا12سال تبدیل کند.
کوچه حسینیه9(شهید حسین عباسی) از سمت بولوار مسلم‌شمالی۱0 به اسم کوچه شهید مهدی خوش‌ید طوسی نام‌گذاری شده است. از ظرفیت‌های آن می‌توان به مسجد ‌‌‌‌‌و حسینیه امام حسن مجتبی(ع) با قدمتی بیش از نیم‌قرن اشاره کرد؛ مسجدی وقفی که یکی از خیران و معتمدان قدیمی محله به نام حاج‌حسن فدوی‌شادمهری آن را وقف کرد. پیکر مرحوم فدوی به وصیت خودش در اتاقک کنار پله‌های ورودی مسجد به خاک سپرده شده است. از ویژگی‌های مثبت این کوچه سرسبز و ساکت بودن آن است. علاوه بر این به‌خاطر داشتن عرض مناسب، فضای پارک برای خودروها فراهم است.
نازنین‌زهرا بندودیان سن‌وسال چندانی ندارد. دی‌ماه هجده‌ساله می‌شود، اما مقام‌های اول، دوم، سوم کشوری و حتی آسیایی را در کارنامه ورزشی‌اش دارد. او سال دهم رشته تربیت‌بدنی است و در هنرستان عذرا نورموسوی درس می‌خواند. پدرش شغل آزاد دارد و مادرش کارمند بازنشسته بیمارستان امام رضا(ع) است. ایمان، برادر بزرگ‌ترش، ورزشکار است و چندین دوره قهرمان استان در مسابقات دو بوده است. انگیزه نازنین‌زهرا در ابتدای رفتن به این سمت، کسب سلامتی و رسیدن به وزن متناسب بود که ماجرا جور دیگری رقم خورد.
قالی‌بافی از جمله هنرهای منحصربه‌فرد ایران‌زمین است. هنری که در طول قرن‌ها با فرازونشیب‌های فراوان همراه بوده‌، اما هرگز از زیبایی و شکوه و عظمت آن چیزی کاسته نشده است.‌ شاهد حاضر، تقاضای بازارهای غرب و شرق برای به‌دست‌آوردن این سوغات اصیل ایرانی است.‌‌ امروز قیمت گزاف تمام‌‌شده فرش دست‌باف و نبود بازار فروش از یک طرف و ارزانی، سبکی و تنوع فرش ماشینی از سوی دیگر، دست‌به‌دست هم داده است تا در گذر زمان یک‌به‌یک درب کارگاه‌های قالی‌بافی تخته و به فراموشی سپرده شود.‌ به همین دلیل بود که خبر روشن‌بودن چراغ یک کارگاه قالی‌بافی در دل روستای گرجی سفلی، آن هم به همت چندتن از بانوان این روستا، خبری مسرت‌بخش و امیدوارکننده بود.