سارا آنچنان بخشنده بود که همیشه آنچه داشت میبخشید. صفت بارز او مهربانی بود و نهتنها به انسانها بلکه با حیوانات نیز مهربان بود. او فعالیتهای خیرخواهانه بسیاری مانند کمک به کارتنخوابها و کودکان کورههای آجرپزی داشت. برای پسربچهای دستفروش در خیابان کتاب درسی و یک ترازو خریده بود و در درسهایش به او کمک میکرد. بعد از رفتن سارا به یک خیریه کمک کردیم و مسئول خیریه نام او را از ما پرسید. وقتی جواب دادیم بسیار ناراحت شده و اشک ریخت. او به ما گفت که سارا یکی از همیاران آنجا بوده است.
برای فردی خیر بودن گرچه بحث مالی نیاز است اما بیشتر باید دل انجام این کار را داشت. من نیز علاقهمند به این حوزه هستم حتی اگر با اهدای یک کتاب باشد. آرامش خیالی که بعد از انجام هرکار خیری به دست میآید را با هیچ چیز دیگر نمیتوان مقایسه کرد. امیدوارم روزی مجمع خیرین توسعه کتابخانهها و ترویج کتابخوانی استان بتواند جزو بزرگترین سمنهای خیران در کشور باشد و سرانه مطالعه در استان خودمان را بتوانیم به بالاترین درصد در کشور و حتی دنیا برسانیم.
شاید یکی از معضلات جدی ازدواج در وضعیت کنونی، موضوع اسکان است که زوجهای جوان را در ابتدای راه با یک چالش اساسی روبهرو میکند. محمدحسین زارع، متولد سال50، یکی از نیکاندیشانی است که از این ماجرا غافل نبوده است و عقیده دارد کمک به شروع یک زندگی خوب و سالم در راستای بهبود وضعیت اخلاقی و اجتماعی به اجتماع کمک میکند. او در 7سال گذشته با در اختیار گذاشتن یک واحد آپارتمان مسکونیاش و پرداخت کمکهزینه رهن منزل مسکونی به چندجوان در هرسال، سعی کرده است تا در تسهیل امر ازدواج جوانان گامی مؤثر بردارد.
زهراسادات رضوی متولد 62 و سال 81 متأهل شده است. سال 84 یک اتفاق پای او را به واسطهگری در ازدواج باز میکند. حدود 2 سال پیش هم همکاریاش را با مسجد حضرت عباس(ع) و کلبه مهر شروع میکند. این گزارش یک تیر و چند نشان است. هم یادی است از یک ازدواج تاریخی و سرنوشتساز در اسلام، هم در لابهلای گفتوگو کلبه مهر و فعالیتهایش معرفی خواهد شد و در نهایت با دیدگاههای بانویی آشنا میشویم که سالیان سال است همتش را به گسترش ازدواج در میان جوانان گذاشته است.
حاج ماشاءالله دانشینیا یکی از خادمان پیشکسوت حرم رضوی است که به قول خودش نیمقرن است خاک پای زائران حضرت رضا (ع) را توتیای چشمانش کرده است.
در میان کوچهپسکوچهها و زیر پوست شهر فقر جولان میدهد و گریبان برخی را گرفته است. در نقطه مقابل آنها افرادی هستند که برنامه زندگیشان را طوری چیدهاند تا کمک حال نیازمندان باشند و با کمک دیگر همشهریانشان باری از دوش آنها بردارند و لبخند را بر لبانشان بنشانند. در کوچه سجادی که یک سوی آن تابلوی دانشگاه8 دارد و سوی دیگرش امام خمینی(ره)5 خیریه «سادات بیتالزهرا(س)» قرار دارد. این خیریه یکی از همین مراکزی است که برای کمک به نیازمندان واقعی تلاش میکند.
حسینیه بهادرخان در محله عیدگاه یکی از حسینیههای قدیمی شهر است که قدمت آن به بیش از 70سال میرسد. حسینیهها از گذشته تاکنون مکانی برای تجمع هیئتهای مذهبی و برگزاری مراسمهای عزاداری و جشنهای اعیاد بوده است، اما حضور افراد مختلف در همین فضاها این فرصت را ایجاد کرده است تا بتوانند علاوه بر برگزاری مراسمهای مذهبی، اقدامات خیرخواهانه و خداپسندانهای نیز انجام دهند.
اینکه تو هر کوچه و خیابان چند آدم دلسوز و متعهد باشند که دلشان برای محله و آنهایی که در آن محدوده زندگی میکنند، عاشقانه بتپد و بخواهند برای پیشرفت و هویتبخشیاش قدمی بردارند، نعمتی بزرگ است. اینکه مسجد و کانون فرهنگی تبدیل شود به مأمنی دلچسب برای نوجوانها و جوانها، کلی بهنفع خانوادههاست. کانون فرهنگی اشرفیاصفهانی در مسجد امامسجاد(ع) با وجود متولیانی دلسوز و دغدغهمند توانسته است در دوره زمانی نزدیک به یک دهه، تحولی بزرگ در محله ایجاد کند.
وارد مغازه که میشوی چیزی توجهت را جلب نمیکند. یک چهاردیواری کوچک ساده میبینی با اجناسی که توی طبقهها چیده شدهاند، همین. به ظاهر تفاوتی با دیگر مغازهها ندارد اما در پشت صحنه آن فعالیتهای زیادی در جریان است. اینجا شبیه پایگاهی کوچک شده است برای انجام فعالیتهای عامالمنفعه در محله. یک خیریه جامع و بزرگ برای کمک به نیازمندان محله که حالا خیلیها آن را میشناسند. مجید اسلامی، جوان دغدغهمند ساکن خیابان سرخس کاسب خوشنام این مغازه کوچک است که سال٩٥ با هدف اجرای همین ایدهها و فعالیتها آن را به راه انداخته است.
هویت محله هنرستان بهدلیل وجود این کوچه است. اولین هنرستان کشاورزی دارای خوابگاه کشور سال 1346 در همین کوچه تاسیس شد. بخش اصلی این هنرستان قدیمی حالا به نام هنرستان فنی شهید نورا... کاظمیان شناخته می شود و بقیه آن به 11هنرستان، دبیرستان و مجموعه ورزشی و فرهنگی تبدیل شده است.
در دوران کرونا بسیاری از مساجد شهر و منطقه ثامن با تهیه بستههای معیشتی برای خانوادههای کمبضاعت و همچنین دوخت ماسک و توزیع رایگان آن در میان مردم، بهخوبی نقش حمایتی خود را ایفا کردند. این مساجد امروز نیز با طرحی جدید به نام «سنگر سلامت» بهدنبال راهکاری جدید برای ابتلای کمتر همشهریانشان به ویروس کووید19 هستند.
مامان ثریای بچههای همدم آنقدر عاشق بچههاست که دخترها هم به او دلبستگی خاصی دارند: زینب گلکار دختر هجده ساله و معلول جسمی و حرکتی است. او وابستگی زیادی به من دارد، راستش را بخواهید من هم خیلی دوستش دارم هر وقت وارد همدم میشوم حتما سری به او میزنم و حالش را میپرسم. من هم وقتی مرخصی باشم او سراغم را میگیرد و از علت نبودنم سؤال میکند. این دخترها واقعا فرشتهاند. وارد خوابگاه که میشوم دورم جمع میشوند و بغلم میکنند. آنها تشنه محبت هستند
خانه رویش که از سال 86 در مدرسه هادوی افتتاح شده است در ایام شیوع بیماری به تولید ماسک و توزیع آن در مدارس استثنایی و نیازمندان اختصاص یافته است.
علیرضا بوستانی یکی از خیران و معتمدان محله فرامرز عباسی است که 30سال میشود در این محله زندگی میکند. او به خوشنامی معروف است و به شدت طرفدار جوانان و میدان دادن به آنها در تمامی امور جامعه و فعالیتهای فرهنگی، اجتماعی و ... است؛ خودش نیز برای کمک رساندن و همفکری با جوانان از هیچ کمکی دریغ نمیکند.
دخترِ «حاج خانوم سادات» بعد از مادر عَلَم او را بر زمین نگذاشته و ادامه دهنده کارهای خیرش شده است. فاطمه دُرجور، دکترای هنرهای تزئینی، دارد و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد است. او میگوید: «مادرم با مرگش زندگی من را به دنیای دیگری پیوند داد. دنیایی که از جنس مادرم بود و رنگ و بوی او را داشت.»
اگر گذرتان از چهارراه خسروی به سمت خیابان آخوند خراسانی افتاده باشد، حتما در سمت راست خودتان مغازهای کوچک و قدیمی با در و چهارچوبهای سبز رنگ را دیدهاید. آنطور که قدیمیهای ساکن در این محله میگویند در گذشته این مکان کتابفروشی مرحوم سلیمانی بوده است که بعد صحافی و پس از آن خیریه شده است.
طرح «آقا حساب کردند» آستان قدس رضوی و خبر مشارکت شهرداری در پرداخت اجارهبهای مستأجران نیازمند با همکاری سپاه زمینهساز تشکیل کارگروهی متشکل از معتمدان و خیران در شهرک طرق شد تا آنها پیش از همه دست به کار شوند و با جذب مشارکتهای مردمی و شناسایی نیازمندان برای کمک به همسایگان خود آستین بالا بزنند.
گرهگشایی کار دل است و موضوعی که به دل گره بخورد، آدم منتش را روی سر هیچکس و هیچچیز نمیگذارد. کارهای دلی دلنگرانیهایش هم با دیگر کارها متفاوت است. بههیچوجه هم به داشتن و نداشتن پول ربطی ندارد. نمونهاش هم زندگی رمضان فلکی است؛ آموزگاری که درس مهمی برای آموختن داشته و دارد. دستگیری از مردم او را به جایی رسانده است که با قدرت میگوید: «بدون پول هم میشود به مردم خدمت کرد.»
جمعهها، ساعت هفت صبح، نیروهای گروه جهادی «شهید عسگرزاده» از پایگاه شهید محمد منتظری در محله امام رضا دور هم جمع میشوند تا برای کمک به ساخت خانه و سرپناهِ هموطنان نیازمند راهی شوند.
همسر و دو دختر مقتول آمدهاند تا برای گرفتن دیه، دادن رضایتنامه و انصراف از حکم قصاص، به اجرای احکام بروند. دیگر اتاق آنقدر شلوغ شده که هر از چند گاهی نگهبان میآید و جمعیت را به بیرون هدایت میکند.