آن سالها در خیابان ثابتی۴ خبری از دیوارهای سیمانی نبود، اما حالاردیفبهردیف خانه ساختهاند. اینجا یک زمین خاکی وسیع بود که برای ما بچهها حکم استادیوم آزادی را داشت. با یک توپ پلاستیکی ساعتها میدویدیم و خاک از سر و رویمان بلند میشد.
محله
انصار
محله انصار با قدمتی ۷۰ ساله، در قسمت شمالی شهرک شهید رجایی است. نام قدیمی محله به دلیل وجود یک چاه در حر ۵۶، چاه مومنی بوده است. با وجود برخی مشکلات همچون تراکم بیش از حدجمعیت و وجود مشاغل مزاحم در محدوده زندگی شهروندان، این محله دارای پتانسیلهایی با توجیه اقتصادی برای سرمایهگذاری است.
عموناصر سواد آنچنانی ندارد؛ در حد خواندن و نوشتن میداند. بااینحال بهخاطر علاقه به ائمه اطهار (ع) مطالعاتی در این زمینه داشته و منظوماتی گفته و به قول خودش در طول ۲۰ سال، هزاران بیت شعر برای ائمه اطهار سروده است.
فاطمه کرانی خانهاش را به کارگاه خیاطی و محلی برای آموزش بانوان محله انصار تبدیل کرده است. خودش مهمترین دستاورد زندگیاش را آموزش و ایجاد اشتغال برای همسایههایش میداند.
اهالی کوچه شهیدبخشی۱۱، اغلب ساکنانی قدیمی هستند که به هر طریقی سعی در تقویت روابطشان دارند. آنها دستبهدست هم دادهاند تا در فعالیتهای گروهی محله شرکت و و این رابطه خوب را حفظ کنند.
غزل روحبخشفخارکار مسیر زندگیاش را در ورزش پیدا کرده است. او توانسته است در مسابقات اخیر لیگ استانی تکواندو مقام دوم تیمی را همراه با تیم باشگاهی باران در رده نونهالان به دست آورد.
مهدی بذری میگوید: کل این محدوده به چاه مؤمنی معروف بود و یکی از دو شاخه جوی این چاه به زمینهای کشاورزی پشت خانه ما میرسید که حالا زمین بایر شده است. روزهای تابستان در استخر چاه موتور مؤمنی آب تنی میکردیم.
محسن شیرازی میگوید: همه صدایش میکردند «بابا». خیر همه را میخواست و حواسش به همه بود. مسجد امامحسن مجتبی(ع) و گاراژ تعمیرات ماشینهای سنگین یادگار حاجحسن است.
نام قدیم محله انصار «چاهمؤمنی» بود و این چاه و جوی آن در کوچه حر۵۶ قرار داشت. به همیندلیل است که ساکنان قدیمی این معبر، آن را به کوچه چاه مؤمنی میشناسند.
غلامیحیی ثابتی، علیاصغر تیموری و ابوالفضل ناجی، سه تن از ساکنان محله انصار هستند که در روزهای پرالتهاب انقلاب، نه در حاشیه که در قلب رویدادها ایستادند و در ساختن آیندهای جدید سهم داشتند.
عموناصر صبح تا شب در دکان کوچکش مینشیند، با اهالی خوشوبش میکند و گاهی هم که حس و حالش را داشته باشد، دفتر شعرش را از کشوی پیشخوان بیرون میآورد و چندبیتی مینویسد. شعرهای زیادی از دوران انقلاب در دفترش هست.
محمد حاجیپور از همان کودکی شروع به جمعکردن وسایل مختلف میکند؛ از سکه و اسکناس گرفته تا پوست آدامس، کتاب و مجلههای قدیمی. او حالا، بعد از سالها، یک مجموعه بزرگ از اشیای قدیمی دارد.
بهتازگی کتابخانه کوچکی در مدرسه دخترانه سردار قاسم سلیمانی محله انصار تنها با یک قفسه و با کمک دانشآموزان و دبیرها راه افتاده است. همین یک قفسه کافی بوده تا شور و شوق کتابخوانی بین دانشآموزان مدرسه جان بگیرد.
معینالرضا محمدزاده از هشتسالگی حفظ قرآن را شروع کرده و در چهاردهسالگی حافظ کل قرآن شده است. میگوید: حفظ آیات شما را متوجه باطن پیچیده آدمها و اتفاقات میکند.
رضا آبروان میگوید: به نظر من، رسانهای بودن و پیگیری کار مردم، به تحصیلات و شغل و جایگاه ربطی ندارد. باید از جنس مردم باشی، دردشان را بفهمی و از کنار هیچ مشکلی ساده نگذری.
نام کوچه حر ۶۲ برای خیلی از ساکنان شهرک شهیدرجایی و شهید باهنر آشناست. مهمترین ویژگی این گذر، وجود چهارمدرسه اسم و رسمدار در آن است.
کوچه حر44 را حالا همه با گاراژها، تعمیرگاهها و صافکاریهای ابتدای آن میشناسند. اما فقط هشت سال است که تعمیرکاران خودرو به این کوچه آمدهاند. در سالهای دورتر، اینجا پر از زمین کشاورزی و مزرعه زراعی بوده است. در هر معبری هم شاید دو سه خانه بیشتر پیدا نمیشده است. بعد از آن یک کارگاه سنگ نمک اینجا ساخته میشود که به گاراژ نمکی معروف بوده است. هشت سال پیش این گاراژ تبدیل به تعمیرگاه میشود. نام کوچه حر 44 حالا به نام یکی از شهیدان این منطقه نامگذاری شده است، کوچه شهید احمد نجاتی.