گنجینه شهدا در بیتالعباس
گاهی یک خیابان و کوچه چندین و چند اسم عوض میکند، اما ساکنان قدیمی همچنان اصرار دارند آن کوچه و خیابان را با نامی که خود برگزیدهاند، صدا کنند. نامی که از روی عادت و گاه از روی علاقه تکرار میشود. «بیتالعباس» را به نام کوچه «چهنو» میشناسند.
خانهای که سال هاست به عشق حضرت ابوالفضل (ع) پا گرفته است و به محلی برای ذکر اهلبیت (ع) تبدیل شده است؛ با ورودی متفاوت و خاص.
دلچسبی محیط به فضاسازی اول و ابتدایی آن است که روایت را خاطرهانگیز شروع میکند.
فرقی ندارد بازدید کننده چه کسی است و چه شهرتی دارد. حتی مهم نیست چندساله است و چقدر از روزهای جنگ به خاطرش مانده است. ویترینهایی پر از لبخندهای قاب گرفته و سکوتی که از هزار فریاد رساترست آدم را پرت میکند به سی و اندی سال قبل.
به دستخطهایی پرشتاب که عجولانه و زیر بارش گلوله، گوشهای برای احوالپرسی کوتاه با خانواده کمین گرفته است و کلماتی که پیداست از اعماق وجود کسی بر میآید؛ «ملالی نیست جز دوری شما» به کفش و کوله جا مانده که روزگار، رنگ جوهر آن را کمرنگ کرده است؛ اعزامی از مشهد.
موزه جنگ در بیتالعباس
موزه کوچک جنگ ایده تازه متولی و فعال فرهنگی مجموعه بیتالعباس (ع) است. با تصویری از شهدای محله و حریم حرم. موزه، داستان انتظار و جنگ است. انتظار مادری که در کنار روزمرگیهای مادرانه گوش به زنگ خبری از پسرش است. نشانی از گریههای بیصدا و مادرانه که هر وقت زخمی روی دلش سنگینی میکند، به قاب عکس پسر شهیدی پناه میبرد و میخواهد برایش دعا کند.
هنوز به صورت کامل بهرهبردای نشده است، اما محال است کسی به بیتالعباس وارد شود و فضای خاص و روحانی آن او را درگیر خود نکند.
از تصاویر سردارهای شهیدی که اهل همین محله و کوچه و خیابانها بودهاند و زادگاهشان خراسان و مشهد امام رضا (ع) است تا محسن حججیهایی که شهدای مدافع حرماند.
رضا کامل رضاییان، متولی بیتالعباس، رزمنده دوران دفاع مقدس است. این طرح را به عشق همرزمان شهیدش در بیتالعباس (ع) پیاده کرده است.
طرح ابتدایی و کوچکتر آن را در گل فروشی محل کارش پیاده کرده و بعد هم اینجا. میگوید: آن ایام هر زمان که از جبهه برمیگشتم مخفیانه پوکه، فشنگ و هر چیز دیگری که میتوانستم در پوتینهایم مخفی کنم، با خودم میآوردم.
به این فکر افتادم هر چه از جبهه و جنگ آوردهام در جایی جمع کنم. بخشی از آنها را در گل فروشی خیابان سرخس گذاشتهام تا پیش چشمم باشد و بخشی را به بیتالعباس (ع) آوردهام.
از همسایهها هم خواستیم چیزهای ماندگار از عزیزانشان را اینجا به یادگار بگذارند و هرزمان که مایل بودند آن را تحویل بگیرند. وصیتنامه، کیف و کوله و جوراب و چفیه، اهدایی هممحلهایهاست.
گرچه رضاییان متولی مجموعه است، اما بیتالعباس (ع) خادم زیاد دارد و نمیشود آن را به یکیدو نفر خلاصه کرد. از مجتبی خانی، مسئول صوت و هماهنگ کننده کلاسها، گرفته تا همه آنهایی که در کار خیر سهیم میشوند؛ بی هیچ چشمداشت و منتی.
چای میدهند، سفره میاندازند و کفش میهمانان را جلوی پایشان جفت میکنند.
هر زمان که از جبهه برمیگشتم مخفیانه پوکه و هر چیزی که میتوانستم در پوتینهایم مخفی کنم، با خودم میآوردم
جریانی که به بیتالعباس ختم شد
او میگوید: شکلگیری این مجموعه به یک جریان بر میگردد. فوت مریم تسلیمی، فرزند شهید تسلیمی در بازگشت از راهیان نور سال ۷۷.
به خاطر یادبود و گرامیداشت فرزند شهید و پدرش مراسم هفتگی به صورت چرخشی در منازل دوستان میچرخید و گاهی که کسی آمادگی آن را نداشت در مساجد برگزار میشد. زمستان سرد ۹۱ بود.
طبق معمول هر هفته مراسم در مسجدی برگزار شد که یکی از خیرین در آن حضور داشت. شاید به خاطر سرما بود که از جواد رحمانی، واقف حسینیه، علت برگزاری مراسم را داخل مسجد سؤال کرد و من برایش جریان را کامل توضیح دادم. دعا که تمام شد صدایم زد و قیمت زمینهای اطراف چهنو را پرسید و خواست روی ۲۰۰ میلیون حساب کنم و به دنبال مکان ثابتی برای برگزاری مراسم باشم.
باورمان نمیشد؛ نه من و نه بقیه دوستان. سر از پا نمیشناختیم. چندروزی فاصله نیفتاد که این مکان را به ۲۸۸ میلیون خریداری کردیم. ۲۰۰ میلیون نقد و بقیه به صورت چند چک.
اینکه چطور ۸۰ میلیون آن جور شد و حاج آقا رحمانی آن را هم تقبل کرد، جریانی دارد، اما برای تجهیز و بازسازی مکانی که خیلی فرسوده و قدیمی بود همه دست به دست هم دادند و خیلی زود کارها سر و سامان یافت و مکان به نام «بیتالعباس» نامگذاری شد.
بعد آن جلسههای هفتگی و دعا همین جا برگزار میشد و حالا هم روزبهروز رونق جلسههای آن بیشتر میشود. غیر از مراسم دعا فعالیتهای فرهنگی گستردهای دارد.
اسکان زائران بیبضاعت
رضاییان فهرستوار به فعالیتهای جانبی مجموعه اشاره میکند و میگوید: اسکان زائران بیبضاعت با همراهی و کمک آستان قدس رضوی در بیتالعباس انجام میشود.
خانی درباره کلاسهای قرآنی ویژه نونهالان توضیح میدهد که آموزش برای ۹ تا دوازدهسالهها را انجام میدهد و غیر آن جلسههای سیاسی پیرامون مسائل روز و کلاسهای قرآن خواهران که با استقبال اهالی روبهرو میشود. تقریبا میشود گفت: همه روزهای هفته برنامه دارد.
بیتالعباس یک فضای دویستوچندمتری در دو طبقه است. نور سبز به آن آرامش عجیبی داده است. این موضوع بعد از صحبتهای متولیان و در سکوت بیشتر به چشم میآید.
موزه بیتالعباس را ببینید!
وقت برگشت هم پای ویترینها قدمهایمان سست میشود. دلمان میخواهد همه را به این فضای روحانی دعوت کنیم. موزه بیتالعباس را ببینید! به خاطر اینکه یادمان باشد هنوز هم در کوچهپسکوچههای شهرمان در همسایگی دیوار به دیوارمان کسانی هنوز منتظر خبری از فرزندشان هستند.
برای خیلیها چندتکه استخوان و بوی چفیه خبر خوش محسوب میشود. برای آنها این یادگارها از دنیایی ارزشمندترست.
این گزارش دوشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۶ در شماره ۲۸۳ شهرآرامحله منطقه ۶ چاپ شده است.