هیئت جوادالائمه (ع) درخت تنومندی است که حالا حالاها میوه میدهد، حتی شاخههای دیگری میزند و این شهر را از ثمره خود بهرهمند میکند؛ و این اتفاق عجیبی نیست که از محلهای قدیمی، چون چهنو به بار آید.
اهالی منزل حاج حسن مرادی در محله کوی سلمان را با نام تکیه شاهزاده علیاکبر(ع) میشناسند. هر سال همزمان با ایام محرم بزرگترین هیئت منطقه از این تکیه با ۴۸ علم به یاد علمدار دشت کربلا راهی حرم میشوند.
«علمبندان» از آیینهای محرمی زنان است که هرساله در روز پنجم محرم جمعیت زیادی را برای عزاداری زیر یکسقف مینشاند تا هر کس با گفتن ذکری یا ریختن اشکی خود را شریک غمی دیرین و مقدس کند.
عید غدیر که از راه میرسد، بهرسم همیشگی، چند نفر از افراد سرشناس و مسجدیهای محله المهدی به دیدن خانواده شهدا و رزمندگان سادات محله میروند که سابقهاش به سال ۱۳۶۰ برمیگردد.
چاووشخوانها در گذشته، وقت رفتن و بازگشت، همراه حاجیها و کربلاییها بودند. هنوز هم کموبیش این رسم وجود دارد، هر چند مداحهای جوان جای چاووشخوانها را گرفتهاند. آن قدیمها چاووشخوانی یک رسم بود.
در قدیم، تقویم قمری مبنای بیشتر کارها و از جمله تعیین تاریخ ازدواج بود. دو ماه اول تقویم قمری؛ یعنی محرم و صفر ماههای عزا به حساب میآمد و خیلی کم اتفاق میافتاد که تصمیم برای خواستگاری و ازدواج در این دو ماه گرفته شود.
اهالی قدیم مشهد خردهفرهنگهای نوروزی خاصی دارند؛ آداب و رسوم زیبایی که امروز یا به دست فراموشی سپرده شده است یا کمتر دیده میشود و تنها در نزد برخی خانوادههای قدیمی بهطور کامل به اجرا گذاشته میشود.
تکتک دستهها با قدمهای کوتاه جلوی جایگاه میآیند و هرچه به فرماندهان نزدیک میشوند، قدمها را بلندتر و محکمتر برمیدارند؛ بهطوریکه میتوان گردوغبار را زیر پایشان بهوضوح مشاهده کرد.
چندروز مانده به عید خانمهای خانه شیره انگور را میجوشاندند، کمی که سفت میشد مثل لواشک در سینیهای بزرگ پهن میکردند، خشک که میشد مغز گردو روی آن میریختند، لوله میکردند و به آن حلوا سونی میگفتند.
گرمابههای مشهد مثل گرمابه خیابان سرخس بروبیایی داشته است. گرمابه متعلق به حاجاحمد ضعیفالسادات چون بر مسیر راه روستاییان قرار داشت، سالهای دور شلوغ و پرمسافر بود.