قدیم رسمهای خوب زیاد بود. مثلاً هرکس برای افطار چیزی درست میکرد و تا جایی که وسعش میرسید به همسایهها میداد. به این کاسههای افطار در اصطلاح «کاسه همسایگی» میگفتند.
هیچ فرقی نمیکند ولی اعیان و بزرگان حمام عمومی را بیشتر دوست داشتند فکر کنم میخواستند دور و اطرافشان همیشه شلوغ باشد و یکی از اوضاع و احوال مملکت برایشان گزارش دهد.
یلدای امسال مادر شهیدان مصطفی و حسین رحمانی و یکی از ساکنان محله میهمان خانه اقدس ایزدی شدند. اینجا یلدا فقط یک رسم نیست؛ حافظه مشترک زنهایی است که با خاطرات زندگی کردهاند.
یکیدوهفته پیش از آمدن شب یلدا، گوسفند را میکشتند و گوشتش را بهعنوان آذوقه زمستان قورمه میکردند. من و خواهر و برادرهایم، دائم روزشماری میکردیم که شب چله زودتر بیاید.
در منطقه یک مشهد، خاطرات هندوانههای حاجمحمد و کرسیهای نشیمن، امروز با نوای روضه و صلهرحمی سیاهپوش درآمیخته تا تولد دوبارهای از خورشید را نوید دهد.
قدیم رسم بر این بود که در شب چله بزرگتر فامیل گوسفند میکشت و آن شب همه دور کرسی بزرگ قورمه می خوردند.این رسم امروز شاید به علت گرانی و دلایل دیگر به فراموشی سپرده شده است.
برپایی روضههای خانگی در کوچههای باریک اطراف حرم از گذشته وجود داشته و همچنان برقرار است. حتی زمانی که کوچههای باریک جای خود را به خیابانهای وسیع دادند، باز هم مردم نشانی آن خانههای قدیمی را گم نکردند.
هیئت عزاداری فدائیان اباالفضل (ع) باغگندم از هیئتهای قدیمی است که دویستسال پیش از کشتزارهای گندم شهر یزد پاگرفت و اکنون چهلسال است مراسم ایام فاطمیه را با شور و نوای نوحههای یزدی در مشهدالرضا (ع) برگزار میکنند.