در منطقه ثامن مشهد رسم بر این است که پس از خواندن دعا و زیارت عاشورا و پس از آنکه روضهخوان، روضه را به پایان میبرد، نوحهخوان آهنگ نوحه سرمیدهد و ذکر میگیرد؛ در این شرایط عزاداران در اصطلاح دست اوّل را نشسته سینه میزنند.
زنهای مشهدی محرم که میشود کنج خانهها را حسینیه میکنند و هر زنی طوری عزا میگیرد. نه نه هاجر و بتول خانم هرسال بساط آشپزی دارند و حلواپزون سحر عاشورا آنها معروف است.
هیئت دوازدهامامیهای بالاخیابان، با ۱۲۰ سال سن، قدیمیترین هیئت محله بالاخیابان است که آمد و شد بیشتر ریشسفیدهای محله را به خود دیدهاست؛ مردم محل، سالهاست که چهارشنبهشبها در مسجد دوازدهامامیها جمع میشوند.
کمکیرفتن، از آن دست سنتهای قدیمی و بینظیری است که جز مشهد، در کمتر شهری نشانی از آن دیده میشود؛ دلیلش هم البته مشخص است؛ این سنت ارتباط مستقیمی با حرم حضرت رضا (ع) و عرض ارادت عزاداری دارد.
در گذشته بسیاری از مردم از مشهد و روستاهای اطراف، به قلعه وکیلآباد میآمدند تا توت جمع کنند زیرا درختانی که باغبانان حاج حسین آقا ملک میکاشتند به ویژه توتهایش در بین تمام محلهها زبانزد بود.
حبیبالله، پینهدوز خیابان سرخس است. روایت او از بوی عید و کفش نو و خاطراتی غریب از نوروز آن روزگار است. میگوید: کرسیها اولین چیزی که قبل نوروز جمع میشد و بعد آن فرشها شسته میشدند.
«گل سرخ دارم»؛ این صدای پیرمردی است که در روزهای پیش از عید نوروز گاری پر از گلش را در خیابانهای محله میگرداند و گلهای سرخی که با دستان خودش آنها را در گلدان کاشته به مردم میفروشد.
ساکنان مجتمعهای مسکونی «امیرالمومنین (ع)» و «ایمان» نشان دادند هنوز برپایی سفرههای افطاری ساده، طرفداران خود را دارد. رسم همسایه داری در این ماه برای آنها از همیشه پررنگتر است.
عبدالرزاق زبیدی، مدیر گروه دمام نوازی واز فعالان هیئت خاتم الانبیا(ص)خوزستانیهای مقیم مشهد از دمام میگوید: کار با صدای شیپور شروع میشود. بعد از آن «اِشکون» و بعد «غمبر» مینوازد، بعدش دوچوبها و دست آخر هم سنجها.