هر کدام از ساکنان مرکز توانبخشی و نگهداری از معلولان جسمی و حرکتی «امید» داستان خودشان را دارند؛ از ناصر که به خاطر بیماری ژنتیکی در ۱۱ سالگی ویلچر نشین شده تا امیر که از همان روز تولد با خطای پزشکی زندگیاش برای همیشه عوض شد.
فکر راهاندازی باشگاه فوتبالدستی را همین دوستان توی سرم انداختند، بهانهشان هم بازیهای دوران کودکیمان بود، برای همین حس خوبی به این باشگاه و کارم دارم بهویژه که میبینم این رشته در حال فراموشی است.
ابراهیم دادخواه از موضوع تعطیلی کتابخانه گلایهمند است و میگوید: اگر میخواهیم مردمی تأثیرگذار داشته باشیم و جلو آسیبهای اجتماعی جوانان را بگیریم، باید مردم را به مطالعه علاقهمند کنیم.
چند دقیقهای که پیرمرد جنگیر مشغول نوشتن دعا و طلسم است، همسرش از او چندنوبت برای بختگشایی همسایهها وقت میگیرد. چند نفر هم میآیند برای گرفتن طلسمهایی که نوشتنشان وقت زیادی میبرده و حالا آماده شده است.
از سال ۸۸ در هنرستان استثنائی دخترانه «دکتر فاطمه هادوی»، بخشی به عنوان «خانه رویش» احداث شده است تا دخترها بعد از دیپلم خانهنشین نشوند و بتوانند مهارت کسب کنند.
خانه فرزندان گلستان رضا(ع) در خیابان وابسته به جامعه امام رئوف است. جایی برای صاحبدلان؛ آنهایی که مجموعهای را برای بچههای بیسرپرست و بدسرپرست آماده کرده و سخت فعال هستند.
در بلوار رسالت یکی از اولین چیزهایی که به چشمتان میخورد، انبارهای پرشمار ضایعات است. انبارهایی که داخل آنها پر است از انواع و اقسام زبالههای تر و خشک است که وظیفه جداکردنشان را زنان و کودکان به عهده دارند.
خیابان عماریاسر جایی میان شهرک نیرو هوایی و شهرک شیرین در محله شهید آقا مصطفی خمینی است که تا پیش از نامگذاری بهعنوان عماریاسر قسمتی از محمدآباد شناخته میشد.