احمد مزیدی از قدیمیهای محله شفاست که از پنجسالگی پشت دار قالی نشستن را رها کرد و به خیاطی پناه برد. حالا پس از ۴۵ سال، خاطرات محله شفا را در قاب دوخت و دوزهایش حفظ کرده است.
حمیدرضا هادوی ۴۹سال دارد و نزدیک به ۳۰سالی میشود که به این حرفه مشغول است. از آنجا که علاقه شدیدی به کتاب و خواندن آن داشته، شغل کتابفروشی را انتخاب کرده است.
علی ربانی که بیش از نیمقرن دوزنده عبا و قبای روحانیان محل و مشهد بوده میگوید: هفتساله بودم که پدرم، مرا به شاگردی برد پیش خیاط، اما مگر اوستاهای آن زمان به شاگردها چیزی یاد میدادند؟
نبش سهراه راهنمایی مشهد، مغازه کوچکی با مانتوهای اسلیمی وجود دارد، که مدلهای غربی را زیرپا گذاشته و به اصالت ایرانی توجه دارد. اینجا مغازه حسین مهدوی است.
منیرهسادات جعفری نائینی زنی جسور و خودساخته که برای ساختن زندگی امن و راحت برای فرزندان، شانهبهشانه همسرش در دل جادهها راند. او روزگاری دوازدهخودرو سنگین داشت و رانندههای بسیاری برای تحویل بار، کارشان لنگ تأیید او بود.
در کارگاه نمور محله آبکوه، استاد امیر غلامنژاد، چوبهای بیجان را با هنر خراطی به آثار جاودان تبدیل میکند. او که سالهاست عشق را با قلم روی چوب حک میکند، اکنون نگران فراموشی این هنر اصیل در هیاهوی دنیای مدرن است.
ابراهیم تقوی، صاحب مغازه جگرکی محله سعدآباد، اوایل دهه ۵۰ مغازهاش را با دو هزار تومان خرید و حالا ۳۹ سال است که هم محلهایهایمان و خیلی از مردم این شهر با او و دکانش خاطره دارند.
مجید رجبیمقدم سال۱۳۴۵ در محله طلاب مشهد متولد شد، اوایل تولیدی قطعات وسایل نقلیه داشت که چهارنفر برای او کار میکردند اما حدود ۱۰سال پیش بنا به دلایلی کار تولیدی خود را کنار گذاشت و شغل تاکسیرانی را انتخاب کرد.
چند نفر از پرستارهای ما مدرک روانشناسی هم دارند. بیماران ما بیماران خاصی هستند و برای اینکه بتوانیم در دادن خدمات پرستاری به آنها موفق باشیم، حتما باید روانشناسی را تا حدودی بدانیم.
در ایستگاه شماره ۵ حدود ۳۰ نفر آتشنشان در دو شیفت مشغول به فعالیت هستند. هر شیفت از ۸ صبح تا ۸ صبح روز بعد ادامه دارد که در هر نوبت ۱۵ نفر اول جای خود را به ۱۵ نفر دوم میدهند.