پس از انقلاب، روستای روستای بحرآباد با بخشی از امام هادی (ع) و زمینهای ابراهیم آباد به شهرکی تبدیل شد به نام شهرک شهیدگذری. شهیدگذری نخستین شهید روحانی منطقه بود که با آغاز جنگ به خط مقدم رفت و شهید شد.
پروژه معراج شهدا یکی از پروژههای نوستالوژیک مشهد است که تلفیقی از هنرهای نوین و سنتی در آن بهکار رفته تا تداعیکننده خاطرات وداع مردم با پیکر شهدا باشد.
در ساختار مدارس نوین مشهد، سختگرفتن درحوزه مواد آموزشی یک رسم متداول بود؛ انگار میخواستند با چنین رویهای، توانمندی کادر آموزش مدرسه را به رخ والدین و البته رقبا بکشند.
قبل از انقلاب کوی ژاندارمری، محل سکونت نیروهای ژاندارمری بود؛ محلی در محدوده محله شیرودی امروزی. آن دسته از نیروهای درجهدار ژاندارمری که خانهای نداشتند میتوانستند چندسالی در این خانهها زندگی کنند.
اسناد میگویند که وضع مساعد پرورش گوسفند در خراسان و روابط نزدیک با افغانستان سبب شد کارگران ایرانی این هنر را از مهاجران افغان بیاموزند و بهاینصورت خراسان به یکی از مراکز مهم پوستیندوزی تبدیل شود.
با اتکا به دو شاهد میتوان بیان داشت که آب خیابان در سالهای بعد از دوره صفویه از جمله در دوره افشاریه و حتی در زمان اوج زمامداری نادرشاه، دستکم پس از ورود به صحن عتیق دیگر کیفیت مناسبی نداشت.
مرحوم «غلامحسین بقیعی» در کتاب «انگیزه» (که مرور خاطرات دوران کودکی و جوانی اوست) خانهای را توصیف کرده که متعلق به حاجمیرزایحیی ساداترضوی بوده است. این خانه مجلل در نزدیکی باغ هشتآباد بود.
در نزاعی که میان یهودیان و غیریهودیان در روز عید قربان اتفاق افتاد، تعدادی یهودی به قتل رسیدند. بعد از این حادثه که به واقعه «الله داد» شهرت دارد، شماری از یهودیان مشهدی بهصورت صوری مسلمان شدند.
ظاهرا اجتماع در گورستان، ختم قرآن و توزیع انواع مواد غذایی بهعنوان بخش مهمی از رسم قدیمی چراغبرات برقرار بوده است؛ اما طبق تصویر چادرهای برپا شده در گورستان هم تعدادشان کم نیست.
بررسیها نشان میدهد حیات نهر خیابان مشهد با وجود همه فراز و نشیبهای تاریخی تا پایان دوره قاجار، تداوم داشته و با وجود خرابیهای فراوان به جزئی ناگسستنی از ساختار آبرسانی شهر تبدیل شده است.