عبدالرضا طیبی که خودش در نوجوانی جبهه رفته میگوید: یک روز به خانه شهیدطحان رفتم و مادر شهید درخواست کرد که اسم فرزندش را روی حلب روغن بنویسم و سر کوچه بزنم. همین باعث به فکر مستندسازی بیفتم.
مهدی قربانزاده جوانی است که عاشق کار سنگ تراشی و قلمزنی روی سنگ است. او این روزها آرزوی شیرینی را در سر میپروراند و آن هم ثبت رکورد ساخت بزرگترین زنجیرِ سنگیِ یکتکه جهان است.
نادیا علاوه بر بازیگری در خبرنگاری هم افتخارآفرین شده است. خودش میگوید: خبرنگاری برای من تجربه جدیدی است. از وقتی وارد این حرفه شدم، نگاهم به جهان تغییر کرده و اعتمادبهنفسم بیشتر شده است.
سمانه عطاران دارنده مقام دوم جشنواره تئاتر استانی است. او با وجود معلولیت یادگرفته ورزش کند، کلاس بازیگری برود، مربی تیراندازی باشد و البته کلی هنر دیگر.
امیرحسین که تازه چندماه است به جمع خبرنگاران «پانا» پیوسته، آنقدر خبرنگاری را دوست دارد که میخواهد در آینده، همین شغل را ادامه بدهد. خبرنگاری برای او اعتمادبهنفس، بیان قوی و ارتباطات بیشتر به همراه داشته است.
مانیا قامتی کلاس چهارم درس میخواند و نزدیک یکسال میشود که با خبرگزاری پانا همکاری میکند. او میگوید لازمه کار خبرنگاری اعتمادبهنفس است و این را میتوان در صحبتهایش پیدا کرد.
محسن گلزردی مترجم و دبیر زبان انگلیسی است. او درحالحاضر با رسانهها و دانشجویان در زمینه ترجمه متون انگلیسی همکاری میکند و درحال یادگیری زبان اسپانیایی است.
سپهر نجات، وقتی کلاس هفتم بود، استعدادش را در تذهیب شناسایی کرد. از آن موقع تا حالا در این زمینه فعالیت میکند و یکی از آثارش توانسته است مقام اول ناحیه و استان را در مسابقات دانشآموزی به دست آورد.
عموناصر صبح تا شب در دکان کوچکش مینشیند، با اهالی خوشوبش میکند و گاهی هم که حس و حالش را داشته باشد، دفتر شعرش را از کشوی پیشخوان بیرون میآورد و چندبیتی مینویسد. شعرهای زیادی از دوران انقلاب در دفترش هست.