نسخه خطی موسوم به «مصحف مشهد رضوی» یکی از ارزشمندترین نسخههای بهجا مانده از سده نخست هجری قمری است. از این مصحف میتوان به عنوان سندی برای بررسی تاریخ کتابت و نحوه قرائت آیات در آغازین دورههای ظهور اسلام استفاده کرد.
تاریخ گواه این است که در بسیاری مواقع هم، مدالهای افتخار همیشه نصیب افتخارآفرینان و قهرمانان یک ملت نمیشود و گاهی بر گردن افرادی انداخته میشود که سرهای بیگناه زیادی را به باد دادهاند.
بخش مهمی از گزارشهای محمدحسنخان اعتمادالسلطنه، وزیر انطباعات ناصرالدینشاه و نویسنده کتاب بسیار ارزشمند «مطلعالشمس» درباره توسعه و تزیین حرم رضوی، در کتاب دیگر او موسوم به «المآثر والآثار» درج شده است.
آن وقتها یک حرم بود و یک صحن کهنه با سقاخانه اسماعیل طلا و کفترهایش؛ دور تا دور صحن هم راسته بازاری بود که ابتدایش حرم میشد و انتهایش یک مغازه قالیفروشی.
مکانی که آستان قدس آنزمان در اختیار انجمن ادبی گذاشت، اتاق دلبازی بود در ضلع غربی صحن جمهوری؛ اتاق ۱۵۴. بیشتر از چهل سال انجمن شعر رضوی که با عنایت رهبرشهید شکل گرفت و رونق یافت، دوشنبهها از ساعت ۱۷ تا ۱۹ در همین جا برگزار شد.
از اواخر آبانماه، «گذر پیرغلامان حسینی» در رهباغ حضرت زهرا(س) به بهرهبرداری رسید؛ گذری با تصاویر واعظان، ذاکران و پیرغلامان حسینی که هرکدام قصه و سرگذشتی شنیدنی دارند و حالا مفتخر به همسایگی همیشگی امامرضا (ع) شدهاند.
حرم رضوی بارها محل تحصن و بستنشینی مردم بوده است؛ گاه فردی تنها برای دادخواهی به آن پناه میآورده و گاه جمعی با مطالباتی فراتر از مشکلات شخصی، بهصورت جمعی بست مینشستند.
به جز آثار بهجایمانده از گوهرشادبیگم در حرم امامرضا(ع)، از همسر او نیز آثاری به یادگار مانده است که «پنجره فولاد زرکوب» یکی از نمونههای آنهاست. پنجرهای فولادی که توسط خود شاهرخ، حاکم تیموری، به حرمرضوی اهدا شده است.
یکی از صحنههای زیبایی که با شروع برف امسال رقم خورد، جاماندن ردپاهایی بود که به حرم میرسید. این دانههای سپید برای بعضیها هیجان بیشتری داشت؛ ازجمله برای زائران عربزبانی که در دیار خودشان هیچوقت با چنین صحنهای روبهرو نشده بودند!
در طول سلسلههای پادشاهی مختلف، حکام وقت و سرداران نظامی و گاهی حتی کارگزاران و... هم به ثروت حرمرضوی چشم داشتند و به آن دستدرازی کردند. آقازادهها یا همان شاهزادگان افشاری نمونههایی از این سارقان تاریخیاند!