مائده محمدزاده از آغاز جنگ تحمیلی سوم هر شب با گواش و قلممو در اجتماعات حضور دارد. میگوید: بزرگترها معمولا متقاضی نقاشی پرچم هستند. پسربچهها موشک فتاح مشکی دوست دارند. دختربچهها هم عاشق موشک صورتی هستند.
نامشان «دختران بهشتی» است؛ گروه سرودی که این روزها در بسیاری از برنامههای انقلابی و آیینی اجتماعات شبانه مشهد شناخته شدهاند و هر جا حرف از اجرای دخترانه و حماسی باشد، رد پای این بچهها دیده میشود.
در مشهد طی چهار تا پنج سال گذشته، موج تازهای از توجه به پتینه کاری شکل گرفته و هنرمندان فعال در این حوزه توانستهاند با خلاقیت و اجرای تکنیکهای متنوع، این هنر را به بخش مهمی از پروژههای دکوراسیون شهری و تجاری تبدیل کنند.
جواد خالقی عکاسی پرتکاپوست که همه انواع عکاسی را تجربه کرده است؛ از طبیعت و سوژههای اجتماعی گرفته تا عکاسی آتلیهای و خبری! تلاش او برای تشویق هنرمندان عکاس برای پرداختن به سوژههای بومی بهانهای برای همراهی با این هنرمند شد.
احمد بختیاری، قاری ممتاز مشهد میگوید: همیشه خداوند را بهخاطر اینکه در خانوادهای قرآنی متولد شدم، سپاس میگویم و اتفاقا خودم هم فرزندانی قرآنی به جامعه تحویل دادم.
کارگروه رسانه محله بلال، در زمره سربازان بینامونشانی هستند که بدون چشمداشت مادی، به تاریخنگاری خیزش مردم میپردازند. ابزار این روایتگران، قلم است و دوربین و با هنرمندی، به تولید محتوا و نشر آن در فضای مجازی مشغولاند.
میلاد مهجور درباره انگیزهاش از تشکیل گروه تئاتر «ماهور» میگوید: چون خودم در کودکی پدرم را از دست داده بودم، یاد گرفتم که نباید به خاطر کمبود در زندگی منتظر کمک کسی باشم، بلکه باید روی پای خودم بایستم.
تکتم سال۹۲ از همسرش جدا شد. لیلا نیز همراه پدرش رفت. نبود لیلا برای مادر، جانکاهتر ازاماس بود. پدرش او را دیربهدیر به دیدن مادر میآورد تا اینکه پنج سال پیش لیلا پیش مادر بازگشت. میگوید: با دیدنم نور امیدی در دلش زنده شد!
زهرا نقیزاده، هنرمند خوشنویس محله وکیلآباد سه سال است به انجمن خوشنویسان میرود و اکنون در رشته نستعلیق به مرتبه ممتازی رسیده، گرچه خودش میگوید: «هنوز این اولین پله است.»