عصمت محمدزاده از سال۱۳۸۴ با کسب مقام نخست مسابقات کشوری آشپزی در زنجان و بین ۱۰۲ گروه شرکتکننده شروع به پخت و پز غذاهای سنتی کرده و این کار را ابتدا در گناباد آغاز کرده است.
«طیبه مهری» هنرمند مشهدی است که در رشتههای نقاشی، خطاطی، قالیبافی، طراحی روی مس، مجسمهسازی، طراحی لباس، نقاشی روی پارچه و چرم، قلمزنی روی فلز، قالیبافی و بسیاری دیگر از هنرها حرفی برای گفتن دارد.
احمد منصوب، هنرمند مشهدی با خلق پرترههای بزرگ از شهدای دفاع مقدس، تلاش کرده است تصویر قهرمانانی را که بخشی از هویت معاصر ایران هستند، در حافظه بصری شهر ماندگار کند.
ریحانه نظری میگوید: به میدان آمدم تا از آن لحظات بهیادماندنی عکس بگیرم و این اتحاد همگانی را برای نسلهای بعدی ثبت کنم، اما تنها بودم و به فکر افتادم که افراد فعال را درکنار خودم داشته باشم تا اتحاد مردم را بتوانیم بهتر ثبت و منتشر کنیم.
آذین زرینپور میگوید اگر طراحی دکوراسیون محله را به او میدادند، درختان را در جای جای محله قرار میداد. تابلوهای مغازهها را یک رنگ و یک اندازه بالا میکشید، خانهها را رنگ بهار، تابستان، پاییز و زمستان میکرد.
هانیه دهقاننیری، سرآشپز و مدرس مشهدی نهتنها در عرصه آشپزی و قنادی نامی شناخته شده است، بلکه میکوشد مفهوم «گاسترونومی» یعنی پیوند میان غذا، فرهنگ و سبک زندگی را در مشهد و سراسر ایران گسترش دهد.
ستایش رازنهان، دختری که آرامآرام مسیر خودش را در موسیقی پیدا کرده است؛ مسیری که از جمعهای خانوادگی و تماشای دستان هنرمند پدربزرگ و پدر آغاز شد و حالا به کسب مقامهای استانی و کشوری در تار و دوتارنوازی رسیده است.
اینجا ایستگاه اجتماعات شبانه مسجد الزهرا(س) است؛ جاییکه هر شب بوی چای صلواتی و شربت نذری با صدای دعای توسل گره میخورد. بچههای مسجد الزهرا(س) حالا هفتادمین شبی است که حضور در تجمعات را زنده نگه داشتهاند.
عیسی صادقیزاده میگوید: اولینبار بعد از فوت نابهنگام مرحوم پدرم که خیلی دوست داشت آرامگاه فردوسی را ببیند، به این مکان رفتیم. لحظهشماری میکردم و اشعاری از شاهنامه را که هنوز حفظ بودم، میخواندم.
محمد جواد ضیایی خطاط جوان منطقه ۴ است. او میگوید: در سربازی خطهای ابداعیام را روی دفترهای خاطرات سربازها مینوشتم، با دواتی قرمز و یک قلم که تمام دنیای خطاطیام میشد.