مشهد در روزهای شنبه و یکشنبه نهم و دهم دیماه ۱۳۵۷، شاهد حوادث و وقایع بسیار تلخی بود اما این حوادث باعث از بین رفتن ترس مردم از مواجهه مستقیم با نیروهای حکومتی شد و مسیر نهضت را تا پیروزی کامل هموارتر کرد.
تقی بینش در یادداشتی در روزنامه آزادی مینویسد: هنوز در نهر خیابانی که از وسط شهر میگذرد، انواع و اقسام کثافت و زباله میریزند و زنها رخت میشویند و بعد این معجون افلاطون بخورد مردم میرود.
پیش از ورود، در بسته مدرسه، نام حکشده مدرسه بر سردر آن «هنرستان صنعتی سیدجمالالدین اسدآبادی» و جملهای که نوشته شده «اینجا سرآغاز تولد یک مهندس است» اولین دیدنیهایی است که در هنگام ورود جلوی راهم قرار میگیرد.
در مشهد، سابقه تأسیس نخستین میدانبار که با هدف عرضه مستقیم کالا بهوجود آمد، به دوره قاجار میرسد. برابر اسناد موجود، آصفالدوله اولین میدانبار را راهاندازی میکند. روزنامه ایران، گزارش شادی و شکرگزاری مردم را از این اتفاق چاپ میکند.
ناصرالدینشاه قاجار در طول حکومت و فرمانرواییاش دو سفر به مشهد دارد. اولی در بیستویکمین سال سلطنتش است که شرح آن را علینقیخان حکیمالممالک به رشته تحریر درآورده است.
استخدام مستشار آمریکایی برای اصلاح امور، حکومت تزاری روس و حکومت پادشاهی انگلستان را ناخرسند کرد تا آنجاکه خواستار عزل مستشار آمریکایی و اخراج او شدند. روسیه، ایران را تهدید به اقدام نظامی کرد و این اتفاق، حوادثی را رقم زد.
طبق اسناد تاریخی، مردم آن دوره رغبتی برای فرستادن فرزندانشان به مدارس جدید نداشتند و بخش عمدهای از آنها ترجیح میدادند که فرزندان خود را به شیوه قدیم تحت تعلیم و تربیت قرار دهند یا اصلا قید چنین موضوعی را بزنند.
حدود ۴۶۶ سال پیش، وقتی یکنفر وارد شهر شد و فریاد زد دشت مشهد پر از طلاست و همه روستاییان برای جمعآوری آن هجوم آوردهاند، اهالی شهر حال عجیبی پیدا کردند. قصه تبدیل شدن مشهد به دشت طلا یک روایت مستند است.
۲۳ مهر۱۳۰۶ راهآهن ملی ایران احداث میشود و کار خودش را رسما آغاز میکند و پس از آن قرار بر این میشود خط آهن گرمسار-مشهد نخستین خطی باشد که احداث میشود؛ ازاینرو ۲۴اسفند۱۳۱۶ با تشریفات رسمی کار زیرسازی و ریلگذاری این خط آغاز میشود.
در این سرشماری معلوم شد مردم شهر حتی از داشتن آب که اولین مایع حیاتی است محروماند و مردان و زنان مستمند بر اثر عدم بهداشت و دردستنداشتن دارو و دکتر به وضع فلاکتباری به سر میبرند و نانی برای خوردن ندارند.