محمد نیک، بازنشسته بانک است و در میدان ده دی، صرافی دارد. از کسی که این همه مدت فقط با عدد و رقم سروکار داشته، توقع میرود روحیاتی سرد داشته باشد. اما با کمال تعجب باید بگوییم او شاعر است.
محمدجواد متقین عضو گروه بینالمللی تواشیح و همخوانی عترتالنبی است. او نخستین رتبه قرآنی را در ۲۴ سالگی و در مسابقه قرائت قرآن نیروی زمینی سپاه کسب کرد و از آن پس در گروه تواشیح عترتالنبی است.
حسن شکاری هنرمند قلم زنی مشهد است که ۳۰ سال دراین حرفه کار میکند. او از نوجوانی وقتی که فقط ۱۴ سالش بود و کنار پدر در مغازه مسفروشی کار میکرد، نخستین جرقههای هنر قلمزنی در ذهنش زده شد.
موسویان میگوید:یکی از دلایلی که فکر میکنیم شاهنامه سخت است، همین متون نقالی هستند. مینشینیم و چیزی نمیفهمیم و تصورمان این است که شاهنامه سخت است، در حالی که کلی مفاهیم نمادین و پنهان دارد!
سیدایمان رفیعی متولد سال ۱۳۶۱ یکی از ساکنان منطقه ۸ است که ۶سال بهصورت حرفهای مشغول به جمعآوری سنگها شده است. او میگوید: انرژی سنگها سبب شده تا از آنها در مدیتیشن، ماساژدرمانی و مزاجدرمانی استفاده شود.
شفای یک بیمار لبنانی مبتلا به سرطان پیشرفته در حرمرضوی و سرنوشتش، ماجرایی است که در مستند «من محمدحسن را دوست دارم» روایت میشود. سیدمحمد محمدیسرشت میگوید: تلاشمان این بود که روایتمان شعاری نباشد و به قصه وفادار باشیم.
جواد سنگونی به تمام معنا شیفته موسیقی و خوانندگی بود اما در نهایت از نوشتن و بعد مستندسازی سردرآورد تا اینکه پساز ۲۵سال خیلی اتفاقی به عشق و علاقه همیشگیاش خوانندگی بازگشت و دستاوردهای خوبی را رقم بزند.
«دوجان» در زبان فارسی قدیم به زن باردار گفته میشده است. مثلا میگفته اند: همسرم دوجان شده است؛ یعنی دو جان در او وجود دارد: جان خودش و جان بچه. این اصطلاح از به دنیا آمدن و خلقت میآید.