اهــــــالی شهر
img-profile-author
از ادغام دبستان و دبیرستان تا دختران ازدواج کرده؛ معضلات خانم مدیر
خانم ملکی، مدیر دبیرستان دخترانه بنت‌الهدی صدر است. مدرسه‌اش را چند سال قبل با دبستانی که مشکل ساختمانی داشت، به اشتراک گذاشته‌ و ملکی با وجود کمبود امکانات سعی می‌کند به‌صورت شایسته‌ای مسئله را مدیریت کند.
img-profile-author
وقتی زوجی را به خانه برمی‌گردانم احساس رضایت می‌کنم
زینب یعقوبی در عرض شش ماه ۱۳ خانواده را احیا کرده‌ است او می گوید: وقتی می‌بینم توانسته‌ام دو نفر را که یک خانواده متزلزل ایجاد کرده بودند، به سطحی از آگاهی برسانم که مشکلاتشان را ترمیم کنند، بی‌نهایت احساس رضایت می‌کنم.
img-profile-author
آرایشگری را با نقش بادبزن شروع کردم!
حسین مکاریان آرایشگر هفتادودوساله محله کوشش می‌گوید: هوا خیلی گرم بود و ما در مغازه، وسیله خنک‌کننده‌ای نداشتیم، بنابراین آن اوایل من مشتری‌ها را باد می‌زدم؛ یعنی بادبزن بودم.
img-profile-author
محمد کوچک‌زاده از قدیمی‌ترین دندانسازهای مشهد بود
روزگاری که هنوز دندان‌پزشک‌ها فعالیت خود را به گستردگی کنونی آغاز نکرده بودند، مردم برای رفع مشکل دندان‌هایشان به سراغ «دندانسازها» می‌رفتند. یکی از این دندانسازها محمد کوچک‌زاده نام داشت که ۶۴ سال پیش کار خود را در این حرفه شروع کرد.
img-profile-author
خانه‌ای برای «حجاب» در بولوار امت برپا شد
«مرتضی دستانی» جوانی سی‌ساله که هم طراح است و هم از کودکی، پارچه‌فروشی کرده مدیر مرکز تخصصی حجاب در بولوار امت است. او هدف ایجاد این مرکز حجاب را اینطور می‌گوید: از ابتدا سعی کرده‌ایم طرح لذت بردن از حجاب را اجرا کنیم.
img-profile-author
وقتی دوغ حاجی شاکری برای اهالی صاحب‌الزمان جای آبعلی را گرفت!
حاجی شاکری می‌گوید: سیل تهران باعث شد کارخانه دوغ آبعلی تعطیل شود، اما هنوز مزه آن دوغ‌ زیر زبانم بود. این شد که آستین همت بالا زدم و دوغ را خودم درست کردم و تشویق هم‌محله‌ای‌ها باعث شد ۴۰سال اسیر دوغ‌سازی شوم!
img-profile-author
حاج محمدمهدی از آشپزهای قدیمی محله ایثار است
حاج محمدمهدی که در دوران سربازی فوت‌وفن‌های آشپزی را فراگرفته بود، سال ۱۳۵۴ در آشپزخانه استانداری مشغول به کار شد و تا به حال توانسته برای یک میهمانی ۲ هزار نفری هم غذا بپزد.
img-profile-author
کاسب محله احمدآباد نان اخلاق خوبش را می‌خورد
موسی ببری، واکسی محله احمدآباد است که از ۱۲ سالگی وارد بازار کار شد و در کنار آن ورزش را در برنامه خود قرار داد. او با تمام سختی‌های روزگار معتقد است روزی دست خداست و فقط باید از او بخواهی.
img-profile-author
حسین افضلی، مدیری که بسیاری از بچه‌های طلاب با او خاطره دارند
حسین افضلی اهل طلاب نیست، اما خیلی از اهالی محله طلاب مشهد او را می‌شناسند. او سالیان سال، اداره مدارس مختلف این محله را بر عهده داشته و تا بازنشستگی، با دانش‌آموزان این محله، خاطرات جالبی ساخته است.
img-profile-author
من از زمان مصدق در کار تعمیر کفشم
محمد زارع رجبی می‌گوید: آقام مُخواست مُو رِبفرسته قالی‌بافی. مو که او کارِ دوس نِداشتُم روز رفتن پامِ توی یک کفش کردم که مو مُخوام بُرُم کفاشی. بابامَم رضا شد. از همو موقع رفتُم تو‌ای کار.
قبلی 4 5 6 7 بعدی