مسعود محقق میگوید: «آقبابا» پدربزرگم بود. از کلیدسازهای قدیمی مشهد بود. مرد خوب و مهربانی بود، همه دوستش داشتند؛ من هم بیشتر از همه. وقتی این مغازه را راه انداختم، برای اینکه یادش را زنده کنم اسمش را «آقبابا» گذاشتم.
بستنیفروشی رحیم اصلِمن بیشباهت به یک عتیقهفروشی نیست؛ البته بیشتر عتیقهها به موضوع بستی و آبمیوه مربوط هستند. او جزو نخستین افرادی است که آبمیوه را به مشهد میآورند.
محمد قلیزاده، نباتفروش قدیمی محله عامل نزدیک به ۳۰ سال است به کار تهیه نبات، یکی از سوغاتهای مهم مشهد مشغول است. به گونهای که اکنون روزانه ۴۰۰ کیلو نبات تولید میکند.
سیدکریم جمالیرضوان ۴۰سالی است که دلوساز چرخ زندگاش را میچرخاند. او شاگرد حاجیکردستانی دلوسازی معروف محله جلالیه بوده است. او در ابتدا کار فروش لاستیکهای ماشین را انجام میدهد و در ادامه دلوساز میشود.
دفتر ثبتش را باز میکند، با خطی بسیار ریز مشخصات ازدواج را در آن وارد کرده است. اولین ازدواج ثبتشده در دفتر حاجآقا حائری برمیگردد به تاریخ هفتم فروردین ۱۳۴۲؛ «یک جلد قرآن، آینه و شمعدان و ۹ هزار تومان مهر».
حسن مرزی میگوید: مثل هر روز مشغول جارو زدن پیادهروها بودم که کنار ایستگاه اتوبوس پیدایش کردم. خیلیها وقتی مبلغش را میشنیدند وسوسه میشدند و پیشنهادهایی میدادند اما نمیخواستم چک را به غیر از صاحبش به شخص دیگری بدهم.
مسعود کمالآبادی، قدیمیترین شیشهبر قاسمآباد است. مغازهای واقع در فلاحی ۱۰ قاسمآباد و در ضلع غربی مجتمع تجاری محله لشکر مشهد که نزدیک به ۲۴ سال است پذیرای خدمات شیشهای و آیینهای اهالی است.
یدالله حسینی، قدیمیترین کتابفروش محله صاحبالزمان (عج)، از پنج سالگی شیفته دنیای کتاب شد. او که تمام عمرش را با عطش خواندن و کسب دانش گذرانده، امروز هم در کتابفروشیاش، میراثدار عشقی دیرینه به فرهنگ و علم است.
محمد حسین شفیعی کدکنی پسرعموی دکتر شفیعیکدکنی است. پیدا کردن شغل، او را در نوجوانی به بازارچههای خیابان تهران میکشاند و بعدها یکی از خیاطهای معروف اطراف حرم میشود.
خیلی از شهروندان در ایام نوروز به اتفاق خانوادههای خود به سفرهای استانی، دیدوبازدید اقوام و... راهی میشوند. اما برخی نهادها همچون نیروی انتظامی، آتشنشانی، اورژانس و... بهصورت آمادهباش کامل هستند.