هر کمربند، کیف و چمدان که خراب شود، در دستان محمد علی کریمی کرامتی با دقت و حوصله تعمیر میشود. او سالهاست که در این کار تجربه دارد و این هنر را برای خدمت و گرهگشایی از کار زائران بکار گرفته است.
امروز در حیاط مدرسه، هدف فقط بازی و سرگرمکردن بچهها نیست، بلکه این فعالیتها قرار است آنها را با نسل پدران و پدربزرگهایشان گره بزند. چند سنگ روی چمن مصنوعی حیاط توسط الهام یزدی چیده میشود.
شیخ محمدحسن خبوشانی، ساکن محله کاشانی در منطقه دو، در یک خانواده عطار بزرگ شده و حرفه خانوادگی خود را دنبال کرده است. از سال ۱۲۵۶ بر دردهای بیماران مرهم گذاشته و در این زمینه با دانشگاه همکاری داشته است.
حمید زارعی، لحافدوز محله سعدآباد در منطقه یک از سال ۷۶ در مغازه پدر، کار با پنبه و لحافدوزی را شروع کرد و حالا با گذشت سالها گرچه به خار این حرفه نفسش آزردست، اما از کمرنگشدن سنتهای قدیمی دلگیر است و به اعتقاد او کار دست اعتبار بیشتری دارد.
از چهار برادر ظریف، سه نفر عطار هستند و در محله خواجهربیع مشهد مغازه دارند. از سه پسر سیداحمد ظریف هم هر سه عطار هستند و دو نفر در مغازهشان در محله خواجهربیع همراه با پدر کار میکنند.
صفیه محمدعلیخانی، بانوی دهه هفتادی است که در کنار مادری برای چهار فرزند قدونیمقد، تسهیلگری و توسعه روزافزون کسب و کارش به عنوان یک تولیدکننده را نیز پیش میبرد. او پس از شش سال رسما مجوز تولید محصولات سلامتمحورش را گرفت.
زینب شیبانیراد پس از آنکه کسبوکار آنلاینشاپی خود را تعطیل کرد، به سمت تولید پوششی آمد که خیلیها به او میگفتند: مگر از چادر استقبال میشود که تو آن را تولید میکنی! و او همیشه یک جواب دارد: تا زمانی که روی سر خودم چادر است؛ تولید میکنم.
اطرافش چرخهایی است که نشان شیر دارد، از همانهایی که روزگاری کنار درگاهی خانهها جای داشت. چرخ روزگار حجره حاجمحمد سهیلی نیمقرن است که با تعمیر همین چرخهای خیاطی کوک است.
در این گزارش پای صحبت پاکبانان زحمتکش و بیادعای شهرمان نشستهایم؛ کارگرانی که بهتازگی جارویشان را زمین گذاشتهاند. این پاکبانان، جوانی خود را در کوچهپسکوچههای پژوهش، امامت، معلم، سیدرضی، دانشجو و... به پیری رساندهاند.