نماز جماعت در یک لبنیاتی! این اتفاق جالب ۲، ۳ سال است که هر روز و به مدت ۱۰ دقیقه در یکی از مغازههای قدیمی محله عنصری تکرار میشود و اتفاقا خوب هم گل کرده. مشتریها اول نماز میخوانند و بعد خریدشان را انجام میدهند.
اعظم طلائی از اعضای شورای اجتماعی محله آزادشهر، مربی پرورشی در آموزش و پرورش و از فعالان بسیج و مربی طرح صالحین نوجوانان و جوانان و فعال در امور خیریه است.
ابوالقاسم زرکار موسس خیریه اهل بیت (ع) میگوید: برای انجام کارهای خیریهای باید درآمدی ثابت پیدا میکردم به همین دلیل، کارگاه تولیدی پلاستیک زدم و از درآمد حاصله به کمک سایر اعضا، موسسه خیریه تاسیس کردم.
عطیه حسینی پس از شنیدن خبر شهادت قائد امت اسلامی، جهادی پای کار آمد تا با دوخت پرچم و بیرق عزا، دلبستگی به کشورش را نشان دهد. او در این مسیر تنها نیست و مادر و دخترش نیز همراهش هستند.
بعد از آغاز جنگ تحمیلی سوم، فاطمهخانم در خانه کوچک و پرمهرش نزدیک شلوغبازار، تصمیمی شیرین و خوشمزه گرفت. او خواست که نان و کلوچههایی را برای مردم و به نیت شهدای این جنگ بپزد و در تجمعات مردمی توزیع کند.
دیرآموزبودن دانشآموزان و دغدغه زهرا گلینادری برای فهمشدن درسها، این معلم دلسوز را به برگزاری کلاس حضوری، واداشته است؛ اما نه در مدرسه، بلکه در گوشهای دنج و آرام در بوستان بهشت محله کویمهدی.
لیلا محمدنژاد میگوید: سالها بود آرزو داشتم در خانه خودم روضه برپا کنم اما هربار مشغلههای کاری مانعم میشد تا اینکه پساز شهادت رهبر عزیزمان، دیگر نتوانستم این تصمیم را به تعویق بیندازم.
در روزگاری که بار هزینههای زندگی بر دوش بسیاری از خانوادهها سنگینی میکند، گاهی یک ایده ساده، جرقهای میشود برای شعلهورشدن حرکتی جمعی. پویش نذر نان که شبهای جمعه در محله کوی دکترا اجرا میشود، از همین جنس است.
همهچیز از یک جلسه ساده قرائت قرآن در بولوار شهیدصادقی شروع شد. حالا ۲۷سال از آن روزها میگذرد که نرجسیه دیگر تنها یک مکتب آموزشی نیست؛ جریانی است از جنس عشق که به نیازمندان بسیاری حتی در روستاهای دورافتاده خیررسانی کرده است.
حسین علی قلیزاده معلم محله دروی میگوید: در روستا که خدمت میکردم تعداد دانشآموزان کم بود و از درآمد شخصیام میتوانستم نیازهایشان را برطرف کنم، اما با منتقل شدن به مشهد، کمکرسانی به دانشآموزان را با کمک عدهای خیر ادامه دادم.